امامت و رهبری، حاکمان زمان

ابن ابی ذئب در مقابل منصور

صفحه ۲۰۳ از ۲۷۲
گروهی از بزرگان فقهای اسلام بر منصور – هنگامی که زمام خلافت را به دست گرفت – وارد شدند و مجلس بسیار باشکوه و
مهم بود، منصور روی فرشهایی نشسته بود که با انواع در و گوهرهای گرانبها آراسته بوده و اطرافش را جمعی از محافظان گرفته
بودند که شمشیرها را از غلاف درآورده، و منتظر صدور فرمان منصور بودند تا دستور قتل هر کس را که میخواهد صادر کند و
اما » : آنها اجرا کنند! همین که مجلس استقرار و آرام یافت، منصور، با گوشه چشم، نگاهی پر از خشم و کین بر آنان کرد و گفت
بعد، ای گروه فقیهان، مطالبی از شما به امیرالمؤمنین رسیده است که باعث ناراحتی و خشم او گردیده است، در حالی که شما از
«. همهی مردم به اطاعت و خیرخواهی در نهان و آشکار نسبت به کسی که خداوند او را خلیفه بر شما قرار داده است سزاوارترید
رئیس مذهب مالکی، مالک بن انس پس از شنیدن این سخنان شروع به اظهار اطاعت و تکذیب گفتهی سخنچینان نسبت به فقهاء
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر فاسقی خبری آورد، بررسی کنید که [ » : کرد، و گفت: یا امیرالمؤمنین، خدای تعالی میفرماید
۷۳۸ ] . منصور با شنیدن این سخنان، ] «. صفحه ۴۷۷ ] مبادا از روی نادانی به گروهی صدمه بزنید، و بر آنچه کردهاید پشیمان شوید
آیا من از نظر شما از کدام دستهام؟ آیا از رهبران عدالتم و » : آرام گرفت و آتش خشمش فرو نشست و توجهی به آنها کرد و گفت
مالک، پناه به خدا برد، و پیامبر (ص) را واسطه قرار داد تا از پاسخ این پرسش معافش بدارد، منصور او را معاف «؟ یا از رهبران جور
بود، رو به مالک کرد و گفت: او سایهی خدا در روی زمین و راز عدالت و باعث امنیت « وعاظ السلاطین » داشت، ابن سمعان که از
به خدا سوگند که تو، یا امیرالمؤمنین بهترین مردانی! به زیارت بیت الله میروی، و با دشمنان » : بین مردم است، و به منصور گفت
جهاد میکنی، و راه ها را امن نگاه میداری، و به وسیلهی تو ضعیف از دست قوی در امان است تا او را نخورد، و استواری دین
ابنسمعان، با این سخنان پستی که، منطق مزدوران و خودفروختگان است «! وابسته به تو است، و تو بهترین افراد، و عادلترین رهبرانی
خود را به منصور نزدیک کرد، زیرا این سخن برخاسته از طبعی پست، و منافقگونه بوده است منصور رو به ابنا بیذئب [ ۷۳۹ ] کرد
ابن ابیذئب همچون شیری غران، که هیچ «؟ تو را به خدا سوگند میدهم، بگو ببینم من از نظر تو چه نوع آدمی هستم » : و گفت
ترسی از آن منظرهی هولناک به خود راه نداده و از آن سلطهی ستمگرانه نهراسید! و صاحب وجدانی زنده و باطنی نیرومند از ایمان
به خدا سوگند که تو در نظر من بدترین مردانی، مال خدا و رسول و سهم » [ و عقیده بود، شروع به پاسخ کرد و گفت: [ صفحه ۴۷۸
خویشان پیامبر (ص)، یتیمان و مستمندان را به خود اختصاص داده، و ضعیفکشی کردهای و از آن طرف قوی را نیز در تنگنا قرار
منصور در برابر خشونت حق چارهای نداشت جز .«؟ داده و اموالشان را گرفتهای، تو فردای قیامت در پیشگاه خدا چه برهانی داری
وای بر تو!! چه میگویی؟ آیا میفهمی که چه میگویی؟ ببین در برابر چه کسانی هستی؟ » : این که خشمگین شده و فریاد برآورد
آری، شمشیرها را دیدم، البته این همان مرگ » : او دربارهی دلیل بیاعتنا بودنش چنین گفت «! در حالی که اشاره به جلادان میکرد
و از جا بلند شد و رفت و وجود او، با این صراحتی «…! است که ناگزیر فرا خواهد رسید، اما زود رسیدنش بهتر از تأخیر آن است
. [ که برخاسته از وجدان آگاه و زندهی او بود، درآمیخته بوده است [ ۷۴۰
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *