احادیث تفسیری

احادیث تفسیری امام کاظم – چرا مظلمه ما را برنمی گردانند؟

چرا مظلمه ما را برنمی گردانند؟
علی بن اسباط گوید: چون امام موسی کاظم علیه السلام بر مهدی عباسی وارد شد، دید مشغول برگرداندن مظالم مردم است. فرمود: ای امیر! چرا آنچه از ما به ظلم گرفته شده، به ما برنمی گردانند؟
مهدی گفت: ای ابوالحسن! موضوع چیست؟
امام فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی چون فدک و حومه آن را برای پیامبرش فتح کرد و بر آن اسب و شتر رانده نشد (با جنگ گرفته نشد) ، خدا این آیه را بر پیامبرش نازل فرمود: (و آت ذاالقربی حقّهُ)
/پاورقی ۳- قصص-۱۷٫/
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ندانست که آنها کیان اند. آن حضرت به جبرئیل و جبرئیل هم به پروردگارش مراجعه کرد. خداوند به او وحی فرمود: فدک را به فاطمه بده. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه را خواست و به او فرمود: فاطمه! خدا به من امر فرمود که فدک را به تو دهم.
فاطمه گفت: یا رسول الله! من هم از شما و از خدا پذیرفتم.
تا زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود، وکلای فاطمه نیز آنجا بودند، اما چون ابوبکر به حکومت رسید، وکلای او را از آنجا بیرون کرد. فاطمه نزد ابوبکر آمد و از او خواست تا فدک را به وی برگرداند. ابوبکر گفت: شخصی سیاه پوست یا سرخ پوست بیاور تا به نفع تو در این باره گواهی دهد. حضرت فاطمه، امیرمؤمنان و ام ایمن را آورد، آنها به نفع او گواهی دادند. ابوبکر برایش نوشت که متعرضش نشوند. فاطمه بیرون آمد و نامه را همراه داشت که به عمر برخورد کرد. عمر گفت:
دختر محمد! چه همراه داری؟
فرمود: نامه ای است که پسر ابوقحافه برایم نوشته است.
گفت:‌آن را به من نشان ده.
فاطمه خودداری کرد. عمر آن را از دست فاطمه بیرون کشید و آن را خواند. و سپس آب دهان روی نامه انداخت و نوشته های آن را پاک و نامه را پاره کرد و به فاطمه گفت: این فدک را پدرت با راندن اسب و شتر نگرفته است که تو بخواهی ریسمان به گردن ما گذاری (ما را بدین وسیله محکوم کنی) .
مهدی عباسی به امام کاظم علیه السلام گفت: ای اباالحسن! حدود فدک را به من بگو.
حضرت فرمود: یک حدّش کوه احد، و حدّ دیگرش عریش مصر، و حدّ دیگرش سیف البحر، و حدّ دیگرش دومه الجندل است.
مهدی گفت: همه اینها؟! حضرت فرمود: آری، ای امیرمؤمنان! همه اینها، زیرا همه اینها از زمین هایی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اسب و شتر بر اهل آن نرانده است
/پاورقی ۴- کافی، ج۱، ص ۵۴۳٫/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *