اخلاق و فضائل, سیره عملی و رفتاری

ارشاد و راهنمایی امام کاظم علیه السلام

ارشاد مردم به راه حق و راهنمایی به راه راست، از جملهی مهمترین کارهای اصلاحی است که امام علیه السلام توجه خاصی به آن
داشته و نقش مهمی را در نجات مردم فریفتهی دنیا و دلباختهی زر و زیور، ایفا کرد. و به برکت راهنمایی و موعظهی آن بزرگوار
بود که ایشان از راه گمراهی و ضلالت خود دست برداشتند و از بهترین مؤمنان گشتند. مورخان در این باره رویدادهای زیادی را
نقل کردهاند، داستان امام را با بشر حافی نقل کردهاند که در آغاز کار – آن طوری که راویان میگویند – بشر بادهگساری میکرد
و شب و روزش را به فسق و فجور میگذرانید، تا این که امام علیه السلام از کنار خانهی او در بغداد عبور کرد و صدای لهو و لعب
و آوازخوانی و نوای نی را شنید که از خانهی او بلند بود، کنیزی از آن خانه بیرون آمده در حالی که زبالهدانی در دست داشت و
ای کنیز! آیا صاحب این منزل آزاد است، یا برده؟ » : آنها را سر راه مردم ریخت، امام علیه السلام نگاهی به طرف او کرد و فرمود
کنیز وارد منزل شد، در حالی که بشر کنار بساط «. آزاد است. راست گفتی، اگر بنده بود از آقا و صاحب اختیارش میترسید
میگساری بود، از او پرسید: چرا دیر کردی؟ کنیز ماجرای خود با امام را نقل کرد، بشر با عجله از منزل بیرون دوید، تا خودش را به
امام رساند و توسط آن بزرگوار توبه کرده، از او عذر خواست [ ۲۶۷ ] و گریه کرد، و پس از آن شروع به خودسازی نمود و از روی
معرفت و ایمان به خدا پیوست، تا آن جا که در پارسایی و زهد سرآمد زمان شد. [ صفحه ۱۸۴ ] ابراهیم حربی دربارهی وی
شهر بغداد، کسی را که عقلش کاملتر و زبانش را نگهدارندهتر از بشر بن حارث باشد، در خود نپروریده است که در هر » : میگوید
۲۶۸ ] . بشر، از لذایذ زندگی دنیا رو برتافت و به قناعت راضی شد، دربارهی قناعت میگفت: اگر جز ] « مویش عقل داشت
برخورداری از عزت بینیازی، هیچ چیز دیگر در قناعت نبود، همین خود در ارزش قناعت بس بود، سپس این شعر را سرود: افادتنی
القناعۀ ای عز و لا عز اعز من القناعۀ فخذ منها لنفسک رأس مال و صیر بعدها التقوی بضاعۀ تحز حالین تغنی عن بخیل و تسعد فی
الجنان بصبر ساعۀ [ ۲۶۹ ] . از مردم روزگار خود خشمگین بود، و معاشرت با آنها را خوش نداشت، به دلیل آن که، افراد باایمان و
نیکوکار کمتر پیدا میشد ولی اشرار و منحرفین فراوان بودند. از این رو از اکثر مردم دوری میجست، تا آن جا که مأمون احمد بن
حنبل را واسطه قرار داد تا برای ملاقات او اجازه بگیرد، او خودداری کرده، جواب مثبتی نداد [ ۲۷۰ ] . از جمله اشعار وی، در
ناخشنودی از مردم روزگار، این شعر است: ذهب الرجال المرتجی لفعالهم و المنکرون لکل امر منکر و بقیت فی خلف یزین بعضهم
بعضا لیدفع معور عن معور [ ۲۷۱ ] . بشر از دنیا کناره گرفت و به خدا پیوست تا این که یکی از اقطاب عارفان شد و تمام اینها به
برکت موعظه و راهنمایی امام علیه السلام بود [ ۲۷۲ ] . [ صفحه ۱۸۵ ] از جمله کسانی که امام علیه السلام، او را به راه راست هدایت
کرد: حسن بن عبدالله است، همان کسی که مورد توجه سلاطین و پارسای در دنیا بوده، امر به معروف و نهی از منکر میکرد و
ای ابوعلی! » : سرزنش هیچ سرزنش کنندهای او را از راه خدا باز نمیداشت. وی خدمت امامعلیه السلام رسید و امام به او فرمود
چقدر دوست دارم آن حالتی را که تو داری و خوشحالم از آن، جز این که آگاهی تو کم است، آگاهی بیشتری کسب کن!
صفحه ۸۹ از ۲۷۲
از آن روز به بعد، شروع به فراگیری و نوشتن، فقه و حدیث از مالک و دیگر فقهای «. آگاهی چیست؟ فقه بیاموز و حدیث فرا بگیر
اهل مدینه نمود و به امام علیه السلام عرضه کرد. اما امام نپسندید و او را به فقه اهل بیت و فراگیری احکام از ایشان و ایمان داشتن به
امامت خود، رهبری فرمود، و او به سرعت پذیرفت و هدایت یافت [ ۲۷۳ ] . امام علیه السلام همواره مردم را به کار نیک دعوت
میکرده و بر انجام عمل شایسته راهنمایی مینمود و از هنگامهی دیدار پروردگار و روز قیامت برحذر میداشت. شنید که مردی،
آیا بین تو و خداوند خویشاوندی هست تا بدان وسیله برای تو امتیازی » : آرزوی مرگ میکند، بلافاصله به سراغ او رفت و فرمود
۲۷۴ ] . براستی که امام علیه السلام توجه خاصی به راهنمایی ] « قائل شود؟ خیر. پس به این ترتیب تو آرزوی هلاکت ابدی را داری
مسلمانان، بر انجام تقوا و عمل نیک داشت. و ما برخی از نصایح والا و راهنماییهای ارزندهی وی را که جامع هر نوع پند و
[ رهنمود است در آن جا که آثار علمی و تربیتی آن بزرگوار را عرضه میکنیم، یاد خواهیم کرد. [ صفحه ۱۸۶
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *