نقش تربیتی و ارشادی

اسلام کنیز زیبا به دست امام کاظم در زندان

روایت شده: هارون، کنیزی خردمند و زیبا چهره و خوش اندام را (در ظاهر) برای خدمتگزاری، به زندان نزد امام کاظم علیه السلام فرستاد، و شخصی را مخفیانه مامور کرد تا حال آن کنیز را برای او گزارش دهد، آن شخص دید: آن کنیز زیباروی در زندان، به سجده افتاده و با سوز و گداز می گوید: قدوس، سبحانک، سبحانک، سبحانک: «ای خدای پاک و منزه! تو از هر عیب و نقصی منزه هستی، منزه هستی، منزه هستی!» او را نزد هارون بردند، در حالی که می لرزید و به آسمان نگاه [ صفحه ۱۰۹] می کرد، همانجا مشغول نماز شد، وقتی که از او پرسیدند: «این چه حالتی است که پیدا کرده ای؟» در پاسخ گفت: «عبد صالح (امام کاظم علیه السلام) را دیدم که چنین بود.» او معجزه ای از امام کاظم علیه السلام که در زندان دیده بود برای هارون نقل کرد، هارون که بر اثر کینه و حسد، به خشم آمده بود، به یکی از مامورینش گفت: «این زن ناپاک را تحت نظر بگیر تا این مطالب را به کسی نگوید.» آن کنیز همچنان مشغول عبادت بود تا اینکه قبل از شهادت امام کاظم علیه السلام از دنیا رفت [۸۳] . از رهگذر خاک سر کوی شما بود هر ناقه که در دست نسیم سحر افتاد
نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی بر گرفته از کتاب نگاهی بر زندگی امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *