از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – بارالها سیدی سلطان من

بارالها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

بودکی زندان یوسف تیره چون زندان من
روز من شب شد ازین بی رحمی زندانبان من

بارالها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

چون درین ظلمت سرا بر خان غم مهمان شدم
غم خجل شد زین محقر کلبه احزان من

بارالها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

گر چه مهمانم ولی خود میزبان دشمنم
عالمی بنشسته چون بر سفره ی احسان من

بارالها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

گر کشد بار غمم یعقوب گردد نا صبور
یوسفش هرگز ندارد طاقت زندان من

بارالها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

بی کس و دور از وطن در حسرت فرزند خویش
بر لب آمد عاقبت در کنج زندان جان من

بارالها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

کی به راه عشق مانع باشد این زنجیرها
می کشد هر جا که خواهد جزبه ی جانان من

بارالها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

سوزد این دفتر (حسان) از آتشین گفتار تو
گر نباشد سیل اشک دیده ی گریان من

بار الها سیدی سلطان من
گوشه ی چشمی نما بر ناله و افغان من

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *