از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – به سیاه چال زندان چه خوش است شور و حالم

به سیاه چال زندان چه خوش است شور و حالم
که گذشته با تو یا رب شب و روز و ماه و سالم

چه غم از فراق یاران کشدم به روزگاران
که محیط حبس دشمن شده محفل وصالم

من و گریه شبانه به تنم بود نشانه
که عدو به تازیانه زده در سیاه چالم

ز سما گذشته آهم به زمین چکیده اشکم
ز نفس فتاده قلبم به قفس شکسته بالم

گل باغ آشنایی پسرم رضا کجایی
ز چه در برم نیایی شده وقت ارتحالم

زده ام در این قفس پر که یکی به من زند سر
همه غافلند از من تو بیا بپرس حالم

سر و جان به کف نهادم به عدو شکست دادم
شد از آن به دست و گردن غل آهنین مدالم

وطنم بود مدینه غم غربتم به سینه
ز کدام غصّه گویم به کدام غم بنالم

به سرشک چشم زهرا به شرار قلب حیدر
به رسول و اهل بیتش به خدای ذوالجلالم

که اگر هزار نوبت بکشند و زنده گردم
چو به راه دوست باشد نرسد به دل ملالم

هله ای امام هفتم نگهی به اشک (میثم)
که به موج غم توسّل به محمد است و آلم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *