از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – تو این کویر خستگی بال و پری شکسته دارم

تو این کویر خستگی بال و پری شکسته دارم
هیچ کی نمیشه باورش که من سری شکسته دارم ۲

کنج این سیه چال می گیرم بونه دوباره
دل شکسته ی من از این غم خونه دوباره

اونکه برام می سوزه دل زندونه دوباره
دلی شکسته دارم/ به خون نشسته دارم/ دستای بسته دارم/ وای وای وای

در کنج این سیه چال/ وقتی که میرم از حال/ میشم شهید گودال/ وای وای وای
فاطمه جان کجایی ۳ مادر جان ۲

برای فرزندم رضا دلم گرفته و می سوزم
چشمای غرق خونمو به پاشنه ی این در می دوزم ۲

تنم داره می سوزه به زیر این تازیونه
می افته هی به جونم این نامرد چه وحشیونه

حلقه به حلقه زنجیر پر از لخته های خونه
بازم دارم می بارم/ خسته و بی قرارم/ دیگه توون ندارم/ وای وای وای

موهام شده پریشون/ بادیده های گریون/ تنم شده پر از خون وای وای وای
فاطمه جان کجایی ۳ مادر جان ۲

ساق پاهام شکسته و توون راه رفتن ندارم
از درد پهلوهام همش من سر روی سجده میذارم ۲

نفس دیگه نمونده به زیر این بار زنجیر
از عمق دل کشیدم به سختی آه نفسگیر

امون از این زمونه امون از دستای تقدیر
دلم فتاده در تب/ چشمام می باره هرشب/ به یاد عمه زینب/ وای وای وای

وای از نثار دشنام/ سنگ زدن از روی بام/ از ناله های الشام/ وای وای وای
حسین غریب مادر ۳ یا جدّاه ۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *