از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند

حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند
ندانم از چه بـی گنه، عدو به او جفا کند

سرشک غربتش روان، نوازند زنای جان
نهان ز چـشم دشمنان، بدوستان دعا کند

به پیکرش نشانه ها، به سینه اش ترانه ها
که زیر تـازیانه ها، رضا رضا رضا کند

به دست ها سلاسلش، ز غصّه سوخت حاصلش
چه می شود که قـاتلش، ز فاطمه حیا کند

فتاده در ملالها، به عشق و شور حالها
در آن سیـاه چالها، خدا خدا خدا کند

فتاده دیگر از نوا، برو به دیدنش صبا
بپرس مُرغ کُشته را، کی از قفس رها کند

بخاک بی کسی سرش، کسی نبود در برش
کـجاست تا که دخترش، اقامۀ عزا کند

اثر نمانده از تنش، دلا برو به دیدنش
بـگو عدو ز گردنش، غُلی که بسته وا کند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *