از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – دل ماتم زده ام ناله و فریاد دارد

دل ماتم زده ام ناله و فریاد دارد
یاد مظلوم و غریب سِجن بغداد دارد

پسر فاطمه(س) و گوشه ی زندان بلا
دیده تر، خونین جگر، خاطر نا شاد دارد

دیدگانش به در است، تا که بیاید خبری
حسرت دیدن رخساره ی اولاد دارد

با پَر و بال شکسته صید محبوسِ قفس
ناله از بی رحمیّ و جفای صیّاد دارد

قعرچاه وجسم رنجور و«ذِ ساقِ المَرضوض»
همه ازکینه ی زندانبان جلّاد دارد

تازیانه یک طرف،دشنام وطعنه یک طرف
شِکوه هازین ماجرا درروزمیعاد دارد

غُل و زنجیر ستم با بدنش گشته یکی
مگر این گل چقدر طاقت بیداد دارد

غربت بی یاوری و دل شکسته لاجرم
او زمرگ آرزوی یاری و امداد دارد

روزه داراست و ولی افطاراوبا سیلی است
با رخ نیلی رخ فاطمه(س) را یاد دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *