از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – دیشب درون محبسِ بیداد هارون

دیشب درون محبسِ بیداد هارون
مى گفت موسى با رضایش قصه خون

دیشب پدر را سر به دامان پسر بود
چشم پسر محو تماشاى پدر بود

دیشب پدر سوز دلش را ساز مى کرد
بهر پسر افشا هزاران راز مى کرد

لعل لبش لب تشنگان را نوش مى داد
او راز مى گفت و رضایش گوش مى داد

مى گفت: اى نور دل شمع شب تار
یک لحظه اى از گردنم زنجیر بردار

از بس که با کُند ستم من آشنایم
کوبیده گشته گوشت هاى ساق پایم

بینى اگر گلبرگ رویم گشته نیلى
نَبْود عجب زیرا ز دشمن خورده سیلى

دیشب که مى زد از ره کین وحشیانه
سندى شاهک بر تن من تازیانه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *