از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – زنجیر دست و پای من

زنجیر دست و پای من
شده مونس شبای من

اشک غم تو چشمامه
جونم رو لبهامه

تو لحظه ی آخر
بعد این همه غربت

با قلب پر حسرت
میرم پیش مادر

دوچشمم مثل ابرای بهاره
همیشه بین ناز غم می باره

کسی از حال من خبر نداره
زنجیر دست و پای من

شده مونس شبای من
واویلا،واویلا

اگر که زهر غم
رسونده جونم رو

تو موج غم بر لب
گوشه ای از این زندان

می آد با هر آهم
فقط صدای من

گریه های زنجیرم
همیشه پرخونه

به حال پای من
غروبا ضرب تازیانه دیدم

با اسم مادر ناسزا شنیدم
خدایا می دونی چیا کشیدم

روی لبها دعای من
زنجیر دست و پای من

شده مونس شبای من
اگر که زهر غم

رسونده جونم رو
تو اینجا هم بر لب

ولی میسوزم من
به یادغمهای

عمه جونم زینب
یه خواهر که بی تابه و دل غمینه

با چشم حیرونش داره می بینه
رو نیزه رأس دلبرش می شینه

می خونه خواهر حرم
تو کجایی برادرم

واویلا،واویلا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *