از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – سالها کنج قفس تنها و بی غمخوار بودم

سالها کنج قفس تنها و بی غمخوار بودم
لحظه ها را می شمردم در غم دیدار بودم

هر سحر با ضربه ی سیلی نمودم روزه آغاز
زیر آماج لگد در لحظه ی افطار بودم

گرچه زندان بان مرا می زد به نامردی ولیکن
من برای عفو او در ذکر یا غفار بودم

من زکیه سیرتم زهرا تبارم زینبی ام
گاه یاد شام و گه یاد در و دیوار بودم

چونکه می بردند نامردان به سوی چار میخم
یاد بند گردن مولا و آن مسمار بودم

چونکه می افتاد دندانی ز من از دست سنگینی
یاد چوب خیزران و کوفه بدکار بودم

فاصله افتاده بین استخوانهای نحیفم
یاد غمهای سه ساله بسکه در آزار بودم

تا که می خندید دشمن بر شکسته حرمتم
یاد سرگردانی زینب سر بازار بودم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *