از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – فاطمه! ای دختر پاک پیمبر

فاطمه! ای دختر پاک پیمبر
بر در، زندان هـارون، گل بیاور!

از پی آزادی موسی‌بن‌جعفر
وامصیبت وامصیبت وامصیبت

یوسف زنـدانی‌ات گردیـده آزاده
نور عینت کشتـه در حبس بغداد

بی‌کس و تنها و مظلومانه جان داد
وامصیبت وامصیبت وامصیبت

مانـده آثـار شکنجـه بـر تن او
مانده زخـم سلسلـه بر گردن او

خون دل بودی روان بر دامن او
وامصیبت وامصیبت وامصیبت

اجر و پاداش رسالت این چنین بود
سلسله بـر گردن مولای دین بود

این همان میراث زین‌العابدین بود
وامصیبت وامصیبت وامصیبت

آسمان! زین غصه خاک غم به سر کن
حضرت معصومه! رخت غم به بر کن

دخـت زهـرا! گریـه بـر حال پدر کن
وامصیبت وامصیبت وامصیبت

خنده بادا تا صف محشـر حرامم
بلکه اشک از دیدگان ریزد مدامم

تختـۀ در گشتـه تابـوت امـامم
وامصیبت وامصیبت وامصیبت

خیزم و سوی خراسـان ره بپویم
دامن خود را ز اشک غم بشویم

تسلیت بـر ضـامن آهـو بگویم
وامصیبت وامصیبت وامصیبت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *