از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – مادر خسته ام دیگر از اسارت

مادر خسته ام دیگر از اسارت
تشنه جان دهم بین شهر غربت

امشب غرق آهم زار و بی پناهم
این سیه چال بی صدا گشته قتلگاهم

ای وای از غریبی
****

آید سندی شاهک وحشیانه
داده جیره ام را با تازیانه

گفتم غرق دردم روزه وا نکردم
بی حیا رحمی کن به این حالم پیرمردم

ای وای از غریبی
****

زنجیر گشته عضوی از جسم زارم
یاد کوفه و شامم؛ غصه دارم

یاد نیزه هایم یاد خیمه هایم
با لب عطشان یاد مظلوم کربلایم

ای وای از غریبی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *