از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – من خسته شدم زین دوران

من خسته شدم زین دوران
دیگر به لبم آمد جان

چه بگویم از این قلب خون و سینه سوزان
که رسد به پایان عمر من در گوشه زندان

بودم تنها
مثل زهراس

در این قفسِ بس دلگیر
از عمر خودم گشتم سیر

برگردن من غل بود و
بر دست و به پایم زنجیر

چه بگویم از این دشمنانی که همه پستند
پرو بال من را در قفس بستد و بشکستند

بودم تنها
مثل زهراس

غصه دل من خون کرد
غم جان مرا فرسود

دستی که مرا می زد
مدست مغیره بود

چون فاطمه من عمری
گل بودم و پژمردم

یاد فدکش کردم و قتی که کتک خوردم
بودم تنها
مثل زهراس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *