از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – مُسیّب زهـر هارون کارگر شد

مُسیّب زهـر هارون کارگر شد
رضا آرام جـانم بـی پدر شد

دَم مُـردن بـه حالم کن نظاره
بِنه جسم مـرا بـر تختِ پاره

اگـر تابوت مـن باشد گر انبار
ز پـا و گردنم زنـجیر بردار

نـباشد دخترم معصومه کز جان
کـند گیسو به مرگ من پریشان

خداحافظ که جانم بی قرار است
که زهرا مادرم چشم انتظار است

کجـائی ای رضا ای بی قرینه
کـه از تو بشنوم بوی مدینه

بیـا پدر جان با حال افکار
دَم مُردن سرم از خـاک بردار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *