از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – ناله ای سوخته از سینه سوزان آید

ناله ای سوخته از سینه سوزان آید
وین نوائیست که از گوشه زندان آید

آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شبو روزش به نظر تیره و یکسان اید

های هارون که گرفتار تو شد موسی عصر
شب و روز تو و او هر دو به پایان اید

سالها این پسر فاطمه مهمان تو هست
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید

همدم آن پدر پیر زچندین اولاد
طفل اشکی است که از دیده به دامان آید

امشب از غربت او سلسله هم می نالد
که آن جگر سوخته را عمر به پایان اید

کندو زنجیر از آ« جان بزندان مأنوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید

گرچه این زمزمه خاموش شود تا به ابد
بانگ مظلومیش از سینه باران اید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *