از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام کاظم (ع) – پر بسته بود… وقت پریدن توان نداشت

پر بسته بود… وقت پریدن توان نداشت
مرغی که بال داشت ولی آسمان نداشت

خو کرده بود با غم زندان خود ولی
دیگر توان صبر در آن آشیان نداشت

جز آه زخم های دهن باز کرده اش
در چارچوب تنگ قفس همزبان نداشت

آنقدر زخمی غل و زنجیر بود که
اندازه ی کشیدن یک آه جان نداشت

زیر لگد صداش به جایی نمی رسید
زیر لگد شکست و توان فغان نداشت

با تازیانه ساخت که دشنام نشنود
دیگر ولی تحمل زخم زبان نداشت

هر چند میزبان تنش تخته پاره شد
هرچند روی پل بدنش سایبان نداشت

دیگر تنش اسیر سم اسب ها نشد
دیگر سرش به خانۀ نیزه مکان نداشت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *