از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار میلاد امام موسی کاظم (ع) – بزم ما را نبود زیب و فرى بهتر از این

بزم ما را نبود زیب و فرى بهتر از این
نیست ما بى خبران را خبرى بهتر از این

بهر پرواز به کاشانه قاف ملکوت
حق نداده است مرا بال و پرى بهتر از این

هر کسى را اثرى هست گرانمایه و من
بین اشعار ندارم اثرى بهتر از این

آمد این مژده نگوشم سحر از عالم غیب
که نباشد شب ما را سحرى بهتر از این

شب میلاد همایون بهین رهبر ماست
که بشر را نبود راهبرى بهتر از این

از گریبان زمین سرزده خورشید مگر
که ندیده است بخود زیب و فرى بهتر از این

جاى دارد که بگوید به دوصد جلوه زمین
آسمانا تو ندارى قمرى بهتر از این

صادق آل نبى را پسرى داد خدا
که نباشد پدرى را پسرى بهتر از این

بعد صادق زره لطف نداده است بما
صدف بحر ولایت گهرى بهتر از این

بخدائى خدا نیست در اقلیم وجود
بهر زیب سر ما تاج سرى بهتر از این

بهتر روز صفر هفتم ماه صفر است
نیست ما هم سفران را سفرى بهتر از این

بهتر نابودى هارون ستمگر نبود
خفته در بیشه دین شیر نرى بهتر از این

بهتر پرپر شدن زهر ندارد به یقین
شجر گلشن دین برگ و برى بهتر از این

گوئیا خلق نکرده است بدین حسن و خصال
بین ابناء بشر، حق ، بشرى بهتر از این

چشم خورشید چو افتاده به او گفت نداشت
کلک ذات احدیت هنرى بهتر از این

اى شه ملک خراسان پسر شیر خدا
چون تو نبود پسرى را پدرى بهتر از این

نیست در گردش ایام بدین جلوه گرى
مهر و مه را شب و روز دگرى بهتر از این

حاجت خویش طلب کن که ندارد پس از این
تیر جانسوز دعایت اثرى بهتر از این

من ژولید چه گویم که ز یمن قدمش
بزم ما را نبود زیب و فرى بهتر از این

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *