از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار میلاد امام موسی کاظم (ع) – زمین را از صفا زیور ببندید

زمین را از صفا زیور ببندید
به اوج آسمان اختر ببندید

به مژگان خاک این ره را زدایید
بر آن بال ملائک را گشایید

به اشک دیدگان ره را بشویید
شمیم عشق را اینک ببویید

که مى‏ آید گلى از آسمان ها
که مستش مى ‏شود دل‏ها و جان ها

از این تک گل دل صحرا بهارى ست
دگر پایان هجر و بى قرارى ست

خریدار جمالش قدسیانند
همیشه زائرش قدوسیانند

ز صبرش در عجب درمانده ایوب
ز اشک دیده‏ اش وامانده یعقوب

هزاران یوسف زیباى کنعان
خریدار رخ آن ماه تابان

گل است و در دل زندان اعدا
فتاده یوسف زهرایى ما

اگرچه برهمه عالم امیراست
ولى در چاه محنتها اسیر است

بگو با آن دل بى رحم صیاد
مبند او را به زنجیرى ز بیداد

کبوتر را به زنجیرى نبندید
به حال غربتش دیگر نخندید

اگر بستید این زخم زبان چیست
دگر دشنام او هرگز روانیست

زنیدم تا زیانه هرچه آید
ولى دشنام بر حیدر نشاید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *