امامت و رهبری، حاکمان زمان

امام در دوران منصور

منصور هیچگونه سابقه ی کاری، و یا اثری برجسته و نیک نداشته، تا شایسته خلافتی باشد که مهمترین مقام در اسلام است و او هیچ
ویژگی انسانی و یا صفت والایی نداشت تا شایسته برای عهدهداری امور مسلمین گردد. مورخان اجماع دارند که وی مردم لئیم،
بخیل، پست فطرت و فرومایه بوده و مکر و خونریزی، از بارزترین مظاهر شخصیت وی بود، و مسلمانان را همچون کسی اداره
میکرد که نه به خدا ایمان دارد و نه به روز جزا، در بین مسلمین ترس و شکنجه را رایج کرد و همهی ارکان اقتصادی آنها را از
بین برد، تا آن جا که مردم آرزو میکردند کاش حکومت اموی برمیگشت و روزگار آنها با همه سختی و عذاب دوباره میآمد،
یکی از شعرای مخضرم دربارهی دولتهای اموی و عباسی میگوید: یا لیت جور بنیمروان دام لنا و لیت عدل بنیعباس فی النار
البته از دست » : ۶۱۶ ] . انقلابگر بزرگ، محمد – صاحب نفس زکیه – در ضمن سخن خود، راجع به ظلم و ستم عباسیان میگوید ]
بنیامیه ستمها دیدیم، اما آنچه از دست بنیعباس دیدیم، چیزی جز آن نبود که اینان از خدا کمتر میترسیدند، در صورتی که بر
. [۶۱۷] «… بنیعباس حجت تمامتر بود تا آنها، و این گروه خوبیها و فضیلتهایی [!] داشتند که ابوجعفر – منصور – آنها را نداشت
منصور در خونریزی تا آن جا افراط کرد که غیر قابل توصیف است، روی گمان [ صفحه ۴۰۸ ] و تهمت کشت، با همهی مردم
بدرفتاری کرد و حتی با خاندان خودش که بزرگان آنها را از بین برد و سرانشان را برید، همهی اینها برخاسته از کینهتوزی و
منصور مردی حیلهگر بود، هیچ تردیدی در خونریزی به » : منصور را چنین توصیف کرده است « میر سید علی » بیباکی او بود. استاد
خود راه نمیداد و این سنگدلی وی مربوط به کینهی بیش از حد او بود، در حالی که جانشینان وی خون کسی را نمیریختند مگر
پس از مدتی فکر و دقت، خلاصه ابوجعفر منصور، در بیباکی نظیر نداشت و در خونریزی تأمل نمیکرد. رفتارش با اولاد علی
علیه السلام، صفحهای از سیاهترین صفحات تاریخ را تشکیل میدهد. سیوطی میگوید: منصور نخستین کسی است که مرز اختلاف
۶۱۸ ] . ابنهبیره [ ۶۱۹ ] که از ] «. بین عباسیان و علویان ایجاد کرد، با این که اینها اجزاء یک خانواده و اعضای یک پیکره بودند
هیچ کسی را در جنگ و صلح، حیلهگرتر و فریبکارتر و هوشیارتر از منصور ندیدم، تا آن جا که » : معاصران منصور است میگوید
ما را ۹ ماه، با وجود این که شجاعان عرب با ما بودند، محاصره کرد و ما نهایت کوشش خود را بکار بردیم، تا از سپاه او به کسی
۶۲۰ ] . با این بیباکی و حیلهگریاش بود که ] «. دست یابیم که به خاطر شدت مراقبت او از سپاهیان و هوشیاری زیادش، نتوانستیم
توانست دولت عباسی را بنیانگذاری کند و بر تمام تشکیلات حکومتی، سیطرهی کامل داشته باشد. از بیرحمترین ستمکاریهای او،
ستمی است که نسبت به علویان روا داشت [ صفحه ۴۰۹ ] و رفتار وی با آنها به گونهای از سختی و شکنجه بود که قابل توصیف
نیست، جام خشم خود را یکجا بر آنها واژگون ساخت و به بدترین وضع، سرکوب نمود و نسبت به آنها به هیچ صورت نه پیوند
خویشاوندی و نه قرابت آنها با پیامبر (ص) را هرگز رعایت نکرد. امام موسی علیه السلام شاهد انواع رنجها و مصیبتها نسبت به
خاندان خود بود، و اینها اثر عمیقی در روح آن بزرگوار داشت و دلش مملو از غمها و اندوه ها گردید. امام موسی علیه السلام دو
سال از سالهای زندگیاش را در زمان منصور گذراند و شاهد آن سیاست زشتی بود که حامل پیام مرگ و نابودی برای مردم
سراسر کشور بود!… و ما ناگزیریم تا مقداری دربارهی مظاهر شخصیت و سیاست و رفتار منصور بحث کنیم، زیرا که چنین بحثی
ارتباط تنگاتنگ با زندگی امام موسی علیه السلام دارد، زیرا که این بحث دورانی را برای ما مجسم میکند که امام علیه السلام در
آن دوران زندگی میکرد و بیانگر رنج و مشقتهایی است که مسلمانان در آن دوران دیدند و این خو و خصال و سیاست منصور
بود که باعث بسیاری از رویدادها شد. در ذیل بحث مختصری از شخصیت منصور را عرضه میکنیم:
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *