معجزات و کرامات

امام کاظم اخبار از راز دل افراد

هشام بن سالم میگوید: «من و مومن طاق بعد از رحلت امام صادق (ع) در مدینه بودیم. نظر توده مردم بعد از امام صادق (ع) بر امامت عبدالله بود. من و مومن طاق نیز بر او وارد شدیم و از وی سوالاتی کردیم ولی او جوابهای نادرست داد. از نزدش بیرون آمدیم در حالی که نگران و متحیر بودیم، نمیدانستیم کجا برویم و به چه کسی و چه گروهی روی بیاوریم؛ مرجئه، قدریه، زیدیه، معتزله یا خوارج. پیرمردی ما را نزد موسی بن جعفر (ع) برد. به محض تشرف به محضر آن گرامی، ابتداء آغاز به سخن کرد و فرمود: به سوی من، نه به سوی مرجئه و نه قدریه و نه زیدیه و نه معتزله و نه خوارج، به سوی من، به سوی من، به سوی من….» [۱۲۵] . خالد میگوید: «بر امام کاظم (ع) که در حیاط خانهاش نشسته بود وارد شده، سلام کردم و تصمیم داشتم از آن حضرت درباره یکی از دوستانمان که پاسخ رد به اعلام نیاز من داده بود بپرسم که امام متوجه من شد و فرمود:… چنان چه یکی از شما نیازمند برادر (دینی) تان شدید که برای او [ صفحه ۴۱] امکان برآوردن حاجت شما نبود، او را جز به نیکی یاد نکنید؛ همانا خداوند در دل او الهام میکند که حاجت وی را برآورد. من سرم را بلند کردم و گفتم: لا اله الا الله. امام به سوی من متوجه شد و فرمود:ای خالد! آنچه به تو دستور دادم عمل کن. [۱۲۶] .
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *