امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

امام کاظم در زندان تلاش و نشاط

امام محیط زندان را عرصه تلاشهای دیگر نیز قرار میدهد. با این که شدیدترین تدابیر و مراقبتها در مورد امام وجود دارد، در عین حال امام با [ صفحه ۲۰۴] یاران خویش در بیرون زندان ارتباط برقرار میسازد. جانشین خود یعنی امام بعدی را معرفی می نماید. از زندان خطاب به حسین بن مختار میفرماید: عهدی الی اکبر ولدی، [۴۹۶] «جانشین من فرزند بزرگ من است». امام از داخل زندان نمایندگانی برای انجام مسؤلیتهای اجتماعی و اقتصادی و رسیدگی به امور شیعیان و تشکل همسو انجام میدهد. [۴۹۷] از درون زندان با ارتباط با شیعیان و یاران جواب سؤالهای آنان و مسائل شرعی را بیان میکند. شیعیان از بلاد دور توسط افراد مخصوص مانند موسی بن ابراهیم مروزی با امام در ارتباط هستند. [۴۹۸] . هارون سران علمای اهل سنت که خود مروج آنان بود، مانند ابویوسف (مفتی دربار) و محمد بن حسن شیبانی (شاگردان ابوحنیفه)، را برای مناظره با امام در زندان بر میگزیند. آنان هنگامی که وارد بر حضرت میشوند، شیفت نگهبانی زندان در حال تعویض بوده، نگهبان به امام عرض میکند اگر حاجت و نیازی داری برای تو فراهم کنم و بیاورم؛ امام میفرماید خیر. آنگاه به آن دو نفر رو کرده میفرماید تعجب است، کسی میخواهد فردا نیاز مرا برطرف سازد که فردایی برای وی وجود ندارد و امشب از دنیا خواهد رفت. ابویوسف و شیبانی با شنیدن این سخن بهت زده شده از مناظره با امام باز میایستند؛ زیرا رسوایی و عاقبت مناظره را مشاهده نمودند. مراقب منزل آن فرد میشوند تا ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد. شب هنگام صدای شیون از خانه آن فرد بلند می شود. [۴۹۹] . [ صفحه ۲۰۵] محیط زندان باعث افسردگی و فرسودگی زندانی میشود، و زندانی را سریع از پای در میآورد؛ اما امام کاظم (ع) این محیط را با عبادت و بندگی و با تلاش و سازندگی تبدیل به محیط شاداب و پر نشاطی نموده است؛ با این که انواع شکنجهها و سختیها را تحمل میکند. آری این گونه است اندیشه و رفتار عترت در همه شرایط جنگ و صلح و خانه و زندان و مدرسه و مسجد و… که در سخت ترین بحرانها برای همگان الگو میباشد. هارون حتی با ترفندهای گوناگون هم نتوانست انگشت اتهام را متوجه امام کاظم (ع) سازد و به روح بلند امام آسیب رساند؛ چرا که امام همام، ابهت و شکوه پوشالی هارون را شکست و هارون را از پای در آورد. تا آن حد که زندگی امام را در زندان با آن همه شکنجه و با آن همه محدودیت برنتابید و در نهایت قصد قتل امام همام را نمود و توسط سندی بن شاهک با رطبهای مسموم امام همام را مسموم و به شهادت میرساند. [۵۰۰] ابن شاهک فردی پلید و پست میباشد که در راه اهداف هارون خوش خدمتی را به بینهایت رسانده، تسلیم خواستههای هارون میشود که شرح آن در بخش اول نوشتار آمد. عباسیان انواع شکنجهها را به جسم و جان عترت روا میدارند و حتی مانند امویان دستان پلیدشان به خون پاک عترت رسول الله (ص) آلوده میگردد! و چون عترت را بزرگ ترین مانع در راه اهداف خویش میبینند، آنان را به شهادت میرسانند! حاکم عباسی اظهار میدارد که حسین شهید فخ که آسان است، اگر رسول الله (ص) هم در برابر اهداف ما میایستاد، با شمشیر ما [ صفحه ۲۰۶] روبرو میشد! [۵۰۱] با این رفتار چه تفاوتی بین امویان و عباسیان در برخورد با عترت وجود دارد؟! آیا به غیر نفاق و دوچهرهگی که عباسیان صورت پلید خویش را پشت پردههای خویشاوندی رسول الله (ص) پنهان کرده و ادعای جانشینی رسول الله (ص) را دارند، تفاوت دیگری بین این دو جریان در مورد عترت وجود دارد؟! اکنون این سؤال در جلو چشم خوانندگان سبز میشود که مگر امام کاظم (ع) کیست؟ مگر این شخص از چه موقعیتی برخوردار است و مگر موسی بن جعفر (ع) چه تلاش هایی انجام میدهد؟ و خلاصه امام کاظم (ع) چه خطری برای عباسیان به حساب میآید که مستحق این گونه برخوردها و این گونه محدودیت ها و شکنجهها میباشد؟! وطن امن و مدینه الرسول (ص) حتی مسجد نبوی شریف بر وی ناامن میشود! چرا عزیز فاطمه علیهاالسلام آواره این شهر و آن شهر و این زندان و آن زندان میگردد و در نهایت، مظلومانه و غریبانه در زندان به شهادت میرسد؟!
برگرفته از کتاب امام کاظم علیه السلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *