نقش اجتماعی

امام کاظم و نظارت بر عملکرد شیعیان

امام کاظم (ع) با دقت، عملکرد شیعیان و یاران خود را زیر نظر داشت و اشتباهات و لغزشهای آنان را متذکر میشد. اینک چند نمونه: – یکی از یاران امام (ع) به نام یعقوب خدمت آن حضرت رسید امام خطاب به وی فرمود: «ای یعقوب! تو روز گذشته آمدی و میان تو و برادرت در فلان جا برخورد ناپسندی شد تا آنجا که به یکدیگر دشنام دادید؛ در صورتی که این طرز برخورد از آیین من و پدرانم نیست و ما احدی از مردم را بدان دستور نمیدهیم. پس از خدای یکتا بترس که به زودی با مرگ از یکدیگر جدا میشوید. برادرت در سفری که رفته است پیش از آن که نزد خانوادهاش باز گردد، خواهد مرد؛ تو نیز به زودی از آن برخورد بدی که داشتی پشیمان میشوی. زیرا شما قطع رحم کردید، خدا نیز عمر شما را کوتاه کرد.» یعقوب پرسید: قربانت گردم! مرگ من چه وقت فرا خواهد رسید؟ فرمود: «مرگ تو هم فرا رسیده بود «لیکن به خاطر صلهی رحمی که از عمهات در فلان منزل انجام [ صفحه ۱۷۸] دادی، بیست سال بر عمرت افزوده شد.» [۳۹۰] . – اصبغ بن موسی میگوید: دینارهایی را که برخی از خودم و برخی از برادرانم بود برداشتم تا برای امام کاظم (ع) ببرم. چون به مدینه رسیدم، دینارهای متعلق به یارانم را شمردم، دیدم ۹۹ دینار است. یک دینار از خودم بر آنها افزودم که صد دینار تمام شود. آنگاه به محضر حضرت شرفیاب شدم و دینارها را پیش روی آن حضرت ریختم. امام (ع) یک دینار از آنها را برداشته به من داد و فرمود: دینار خودت را بگیر که آن مرد، این پول را به حساب وزن آن برای من فرستاده است. نه به حساب عددش. [۳۹۱] . – مرازم میگوید: به مدینه رفتم و در خانهای منزل گزیدم. در آن خانه کنیزکی بود که نظر مرا به خود جلب کرد. به او پیشنهاد ازدواج دادم ولی وی امتناع ورزید. پس از نماز عشا که به خانه بازگشتم، کنیز یاد شده در را به روی من گشود. من دست روی سینهاش گذاردم. روز بعد به نزد موسی بن جعفر (ع) رفتم. امام خطاب به من فرمود: «یا مزارم لیس من شیعتنا من خلا ثم لم یرع قلبه» ای مزارم! شیعه ما نیست کسی که در خلوت، دلش بیمناک نباشد!
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *