امامت و رهبری، حاکمان زمان

امام کاظم امام ملک امام ملکوت

این باور حق همه مسلمانان است که انسان در مسیر تکامل به مرحلهای میرسد که میتواند در نظام تکوین و خلقت الهی دخالت و تصرف کند. مرده را زنده کند، بیمار را شفا دهد، از دل سنگ آب بجوشاند، دریا را به دو نیم تقسیم کند، کوه را از جا بر کند و مانند چتر بالای سر مردم قرار دهد. اینها همان معجزات و کراماتی است که بخشی از آنها را قرآن کلام صادق در مورد انبیای گذشته بازگو مینماید.
امام که جانشین پیامبر است و در روح تکامل خویش با پیامبر تفاوت ندارد، همانند پیامبر میتواند کرامت و معجزه پدیدار سازد. این باور اختصاصی هیچ فرقهای از فرق مسلمانان نیست. بلکه یک باور صحیح و همگانی همه فرق است. دغدغهی در آن، تردید در ضروریات و انکار واقعیات است که چنین فردی مطرود جامع مسلمانان میباشد.
بر این اساس ایجاد پدیدههای خارق العاده به دست پیامبران و امامان یک باور صحیح است. زندگی پیامبران و نیز پیامبر اعظم اسلام و جانشینان به حق وی نیز از این فضیلت بهرهور میباشند. تا جایی که صلاح باشد برای توجه دیگران اعجاز و پدیدهی خارق العاده پدیدار میسازند. در زندگی امام کاظم (ع) نیز همانند سایر امامان معصوم (ع) از این گونه دخالتها فراوان پدیدار شده است. به گونه ای که وی در نظام هستی آن گونه راحت دخالت و تصرف مینماید که عقول دیگران را در این راستا حیران میسازد. به تعبیر محمد بن طلحه کراماته تحار منها العقول. [۱] به نمونه هایی از این پدیده ها را که توسط امام ملک و امام ملکوت که دستی در ملکوت الهی دارد، صورت پذیرفته، میپردازیم. همان ملکوتی که اختیارش به دست خداست، بیده ملکوت کل شیء [۲] ؛ لیکن به هر کس به مقداری که صلاح باشد اذن میدهد. زیرا که امام معصوم (ع) امام ملک و امام ملکوت است.
۱ – اعمش میگوید موسی بن جعفر (ع) به درختی که خشک بود دست کشید؛ سبز شد، برگ آورد، حضرت از میوه های آن چید به من داد، فمسا بیده فاورقت ثم اجتنی منها ثمرا و اطعمنی. [۳] .
۲ – هارون درنده را وارد زندانی نمود که امام کاظم (ع) در آنجا زندانی بود تا به امام آسیب برساند. درنده در کنار امام قرار گرفت و دم جنبانید و به امام کاظم (ع) از شر رساندن پناه برد، فجعلت تلوذ به و تبصبص و تدعوا له بالامامه تعوذ من شر. [۴] آنگاه امام دعایی طولانی را خواند و درندگان هیچ گونه آسیبی به وی نرساندند. چند جمله از دعای امام (ع) این گونه است… فآویت الی رکن شدید… جمت آذانهم عن استماع کلامی و عمیت ابصارهم عن رویتی، یا متفضل تفضل علی بالامن و السلامه من الاعداء و حل بینی و بینهم بالملائکه الغلاظ الشداد… اللهم انت ملاذی فبک الوذ و انت معاذی فبک اعوذ… و من یتوکل علی الله فهو حسبه لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. [۵] «من به پناهگاه امن پناه بردهام گوشهای آنان از شنیدن کلام من کر و چشمانشان از دیدن من کور، ای خدای کریم بر من امنیت و سلامتی از دشمن عطا کن و فرشتگان خشن و عذاب را میان من و آنان حایل قرار بده، خدایا تو پناهگاهی و به تو پناه میبرم هر کس به خدا توکل کند خدا وی را کفایت میکند هیچ قدرت و قوتی جز قدرت خدای بلند مرتبه و بزرگ وجود ندارد».
۳ – حماد بن عیسی میگوید از موسی بن جعفر (ع) خواستم دعا کند خدا خانه بزرگ و همسر خوب و فرزندان خوب و خدمتگزار به من عطا کند و پنجاه بار حج نصیب من کند. امام کاظم (ع) همین دعا را کرد و من اکنون تمام حاجت هایم برآورده شده و تاکنون چهل و هشت بار حج مشرف شدهام. راوی اضافه میکند وی بعد از این سال دو نوبت دیگر حج انجام داد. سال بعد نیز عزم حج کرد در هنگامی که غسل احرام انجام میداد غرق شد و رحلت کرد. [۶] .
۴ – امام کاظم (ع) در سفر به سوی حج در منزل «زباله» هنگامی که خواست از چاه آب بکشد ظرف به درون چاه افتاد. آنگاه آب چاه بالا آمد و امام از آن آب استفاده کرد و فرمود خدایا هنگام تشنگیام تو سیرابم ساختی و هنگام گرسنگی و نیازم به طعام، تو طعام فراهم ساختی، انت ربی اذا ظمئت الی الماء و قوتی اذا اردت الطعاما. [۷] .
۵ – مهدی عباسی هنگامی که امام را از مدینه فرا خواند و زندانی کرد در خواب امیرالمومنین علی (ع) را دید که این آیه را برای وی قرائت میکند: فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم. [۸] «آیا بر این پندارید که هنگامی که قدرت و سلطه پیدا کردید چگونه در زمین تباهی پدید میآورید و از ارحام خویش میبرید.» فورا ربیع را خواست و امام را آزاد ساخت و با احترام امام را به منزلش باز گرداند. [۹] .
۶ – احمد بن محمد میگوید با امام کاظم (ع) در حیاط منزل نشسته بودیم که گنجشکی آمد، شروع به جیک جیک کردن نمود. امام پرسید میفهمی چه میگوید! گفتم خدا و پیامبر و ولی و ولی امر خدا بهتر میدانند. امام فرمود: می گوید ماری عزم جوجههای من در داخل اتاق نموده است، استمداد میکند. به همراه امام به آنجا رفتیم، ماری که در آنجا در حرکت بود دیدیم و خطر را از جوجههای وی دفع کردیم. [۱۰] .
۷ – فردی از خراسان خدمت امام کاظم (ع) آمد، شروع کرد به عربی با حضرت سخن بگوید. امام در جواب به فارسی جواب وی را داد. وی از فارسی سخن گفتن امام شگفتانگیز شد. امام فرمود زبان هیچ شخصی بر امام نامفهوم نیست و زبان هیچ پرنده و هیچ موجودی بر امام پنهان نمیباشد، ان الامام لا یخفی علیه کلام احد من الناس و لا منطق الطیر و لا کلام شیء من فیه روح. [۱۱] .
۸ – گاو شیردهی که تنها وسیله تامین زندگی یک زن با بچه هایش بوده میمیرد. امام کاظم (ع) دعا میکند خدای سبحان گاو را زنده مینماید. آن زن که از اعجاز امام شگفت انگیز شده بود فریاد میزند عیسی بن مریم و رب الکعبه. [۱۲] .
۹ – هارون مجلسی آراست و ساحران را دعوت کرد تا در مجلس وی امام کاظم (ع) را شرمنده کنند! هنگامی که ساحر سحر خود را انجام داده و هارون هم در اوج قهقهه بود، امام به تصویر شیر که در پرده نقش بسته بود امر کرد ساحر را ببلعد و این گونه شد! هارون و اطرافیانش از وحشت غش کردند و به رو افتادند. هنگامی که به هوش آمدند در مورد جان خود دست به دامن امام شدند و نیز از امام خواستند تا آن ساحر را به صورت اولش برگرداند. [۱۳] .
۱۰ – بعد از امام صادق (ع) فرزندش عبدالله به ناحق ادعای امامت می نمود. روزی که وی به منزل امام کاظم (ع) آمده بود عدهای از بزرگان هم بودند. امام موسی بن جعفر (ع) دستور دار هیزم انبوهی شعلهور ساختند. آنگاه امام با لباس هایش در وسط آتش انبوه نشست سپس بیرون آمد لباس هایش را تکاند در کنار جمع نشست. پس از آن عبدالله برادرش را فرمود اگر تو راست میگویی امام هستی برخیز درون آتش برو! عبدالله در حالی که رنگش دگرگون شده بود برخاست از خانه امام کاظم (ع) بیرون رفت. [۱۴] آری گلستان شدن آتش به فرزند فاطمه علیهاالسلام آسان ترین کرامت وی است.
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] مطالب السوول، ج ۲، ص ۱۲۰٫
[۲] یس، ۸۳٫
[۳] دلائل الامامه، ص ۱۵۵٫
[۴] همان.
[۵] بحار، ج ۹۱، ص ۳۳۱٫
[۶] همان، ۱۶۰٫
[۷] کشف الغمه، ج ۳، ص ۷؛ صفوه الصفوه، ج ۲، ص ۱۲۵؛ تذکره الخواص، ص ۴۳۷٫
[۸] محمد، ۲۲٫
[۹] کشف الغمه، ج ۳، ص ۶٫
[۱۰] دلائل الامامه،ص ۱۷۰٫
[۱۱] اعلام الوری، ص ۳۰۶؛ کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۸٫
[۱۲] اصول کافی، باب مولد ابی الحسن موسی بن جعفر (ع) حدیث ۶٫
[۱۳] القطره، ج ۱، ص ۳۷۰٫
[۱۴] القطره، ج ۲، ص ۴۰۰٫
منبع: امام کاظم الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ انتشارات فاطیما چاپ اول ۱۳۸۶٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *