امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

امام کاظم علیه السلام و محمد بکری

محمد بن عبدالله بکری از گروهی از مردم مدینه مطالباتی داشت، آمده بود تا مطالبات خود را از آنها وصول کند. مدتی به خاطر
دریافت مطالبات خود در مدینه مانده و هرچه پافشاری میکرد چیزی از مطالبات وصول نمیشد. تصمیم گرفت به محضر امام
علیه السلام شرفیاب شود و از نیازمندی و تنگدستی خود، نزد آن بزرگوار شکوه برد، موقعی خدمت آن بزرگوار رسید که وی در
بود [ ۲۵۲ ] همین که به محل حضور امام علیه السلام رسید. در حضور آن حضرت غلامی بود که در « نقمی » ، یکی از مزارع خود
دست او [ صفحه ۱۷۶ ] ظرفی، که در داخل آن قطعات گوشت ریز و درشت وجود داشت، با هم از آن گوشتها خوردند. پس از
فراغت از خوردن غذا، امام علیه السلام از حال او پرسید: وی داستان تنگدستی و فقر خود را به اطلاع امام رساند. امام علیه السلام از
جا برخاست، آمد و وارد خانه شد و برگشت و به غلامش دستور داد برگردد – تا مبادا او را ببیند و باعث سرافکندگی درخواست
کننده شود – آنگاه کیسهای را به وی مرحمت کرد که در آن، سیصد دینار بود – شاید این مبلغ بیش از بدهیهای او بود – محمد
. [ آنها را گرفت و با سپاس از امام و دعای خیر برای او بازگشت [ ۲۵۳
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *