از دیدگاه اهل سنت

امام کاظم فرزند واقعی پیامبر

هارون که از عباسیون بود به حکم قرابتی که میان عباس، جد هارون و بنیهاشم بود همواره از روی انتساب خود به مقام رسالت فخر فروشی میکرد.
روزی وارد شهر مدینه شد و رهسپار زیارت قبر مطهر رسول گرامی اسلام (ص) شد. هنگامی که به حرم پیامبر (ص) رسید، انبوه جمعیت از قریش و قبائل دیگر در آنجا گرد آمده بودند. هارون رو به قبر پیامبر (ص) نموده، گفت: « السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا ابنعم! » « درود بر تو ای پیامبر خدا! درود بر تو ای پسر عمو! » او در میان آن جمعیت زیاد، نسبت عموزادگی خود را با پیامبر اسلام (ص) به رخ مردم میکشید و عمدا به آن افتخار مینمود تا مردم بدانند خلیفه پسر عموی پیامبر است! در این هنگام پیشوای هفتم که در آن جمع حاضر بود، از هدف هارون آگاه شده نزدیک قبر رسول خدا (ص) رفت و با صدای بلند فرمود: « السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا ابه. »
« درود بر تو ای پیامبر خدا! درود بر تو ای پدر جان! »
هارون از این سخن راست رنجید و رنگ صورتش متغیر شد و بیاختیار گفت:
« واقعا این افتخار بزرگی است. » [۱] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] شیخ مفید، الارشاد، ص ۲۹۸ – ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۶، ص ۱۶۴ – ابنکثیر، البدایه و النهایه، ط ۲، ج ۱۰، ص ۱۸۳٫
منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام موسی بن جعفر؛ سید علی حسینی قمی، نبوغ چاپ دوم ۱۳۸۲٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *