امامت و رهبری، حاکمان زمان

انتقال علویان به جانب بغداد

علویان سه سال در مدینه، در زندان آن طاغوت خونخوار ماندند، در حالی که انواع شکنجه ها و سختترین رنج و قساوتها را تحمل
میکردند. زندان ایشان، خشم نیکان و دینداران را در پی داشت و در انجمنها و محافل غم و رنج ایشان و آنچه از دست این
طاغوت ستمگر بر سر آنان میآمد، مورد گفتگو بود و خبرها و اطلاعاتی از ناراحتی و رمیدگی مردم از وی به گوشش میرسید
این بود که تصمیم گرفت به حج برود و از نزدیکی جریان علویان را بررسی کرده، و تصمیمات لازم را بگیرد. تا این که در سال)
۱۴۲ ه) سفری به حج رفت و پس از پایان مناسک حج راه [ صفحه ۴۴۱ ] خود را از طریق ربذه قرار داده و در آن جا منزل کرد.
ریاح – والی منصور در مدینه – به استقبال وی رفت، منصور دستور داد به مدینه برگردد و علویان را به نزد او آورد این بود که
ریاح فوری به مدینه برگشت، و به زندان رفته و علویان را از زندان خارج کرد، در حالی که دستهای آنها را با زنجیر بسته بود، آنان
را به مسجد پیامبر (ص) آورد. مردم ازدحام کردند، گروهی از آنها میگریستند و جمعی بهتزده گویی آنها را برق گرفته است
و ریاح همواره آنها را ناسزا میگفت و نسبت ناروا میداد و از مردم خواست تا مردم هم ناسزا بگویند. اما مردم شروع به دشنام او
و ناسزا گفتن به منصور نمودند.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *