امامت و رهبری، حاکمان زمان

انگیزه های قیام علیه منصور – محرومیت از حقوق

سلطه های حاکم، نسبت به ظلم بر علویان و محروم داشتن ایشان از تمام حقوق طبیعی خویش، توجه خاصی داشتند؛ این بود که بین
آنان نیازمندی و فقر را رواج داده و آنان از آغاز وفات پیامبر (ص) با شدت و محرومیت مواجه شدند، آنان را از خمسی که
خداوند برای ایشان واجب کرده است، محروم کردند و فدک را که مال ایشان بود، مصادره کردند تا شوکت و جلال ایشان استوار
نماند. در امور خلافت و حکومت مستبدانه رفتار کردند و از فرزندان پیامبر رو برتافتند و در کاستن از مقام ایشان هرچه توانستند
به خاطر از دست رفتن حقش ابراز میدارد و در « شقشقیه » کردند. امام امیرالمؤمنین علیه السلام اندوه عمیق خود را در خطبهی
نهجالبلاغه قسمتهای زیادی از سخنان امام است که ژرفای جان انسان را میلرزاند، آن بزرگوار در این عبارات خشم خود را از
غارت میراث و حکومت خویش، اعلان میکند. [ صفحه ۴۳۴ ] نفوس فرزندان وی نیز از این نوع اندیشه آکنده بوده است، این بود
که برای بازگرداندن این حق به خود تلاش و کوشش فراوانی کردند. وقتی که دعبل خزاعی قصیدهی خود را در حضور امام رضا
علیه السلام قرائت کرد و به این شعر رسید: أری فیئهم فی غیرهم متقسما و ایدیهم من فیئهم صفرات [ ۶۶۳ ] . غمهای امام علیه السلام
آری، و » : را به جوش آورد و شروع کرد به اظهار تأسف کردن و در حالی که آثار ناراحتی و غم بر چهرهاش نقش بسته بود، فرمود
و ما همواره این احساس غمانگیز و آمیخته با تأسف را در نزد ائمه اهل بیت علیهم السلام و پیروانشان «! الله، دستشان خالی بود
مییابیم، این بود که در این راه به مبارزه برخاسته و علویان و پیروان ایشان، قربانیان زیادی را دادند، تا آن جا که زندانها و
قبرستانها از ایشان پر شده و با سختترین و شدیدترین مشکلات روبرو شدند. این بود پارهای از عواملی که علویان را به مبارزه و
قیام در برابر حاکمان ستمگر از بنیامیه و بنیعباس واداشت.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *