امامت و رهبری، حاکمان زمان

بنی امیه و تحقیر مردم

چیزی که در سیاست اموی خیلی واضح بود تحقیر مردم مسلمان بود، زمامداران اموی در سبک شمردن حقوق مردم، تندروی
داشتند. ولید بن یزید اموی میگوید: فدع عنک ادکارک آل سعدی فنحن الأکثرون حصی و مالا و نحن المالکون الناس قسرا
نسومهم المذلۀ و النکالا و نوردهم حیاض الخسف ذلا و ما نألوهم الا خبالا [ ۵۳۵ ] . این شعر، مقدار بیاعتنایی بیش از حد، نسبت به
حقوق امت و ناچیز شمردن اراده و ارزش آنها را مجسم میسازد. عبدالملک بن مروان در خطبهای که مقابل فرزندان مهاجر و
بدانید که ما کار این امت را جز با شمشیر علاج نمیکنیم، تا کجیهای شما راست شود، شما » : انصار در مدینه ایراد کرد، میگوید
پاسدار اعمال نخستین مهاجرانید، در حالی که خود، بمانند آنان عمل نمیکنید و شما ما را به تقوای الهی امر میکنید، در حالی که
صفحه ۱۵۵ از ۲۷۲
از خودتان فراموش میکنید، به خدا سوگند که کسی پس از این که من به این مقام رسیدهام، مرا به تقوا امر نمیکند، مگر این که
۵۳۶ ] . این منطق سرسختانهی هولناک، حکایت از طغیان یک تبهکار بر این امت است که راه چاره را ] «…! گردنش را میزنم
همانا این دیار به » : منحصر به گسترش کشتار و ترس و هراس دیده، نه در بسط عدالت و آسایش در بین مردم… ابنعاص میگفت
معنای این گفتار آن بوده است که همه چیز، ملک امویها است، نه ملک مردم! زیرا که مردم، [ « منزلهی باغ و بوستان قریش است
صفحه ۳۵۵ ] بردگان و نوکران آنهایند و آزادی و اختیاری ندارند. در تمام دوره ها، منطق سیاسی بنیامیه همین بوده و استقلالی
برای مردم مشاهده نمیشد. و این نیز یکی دیگر از مهمترین عواملی بود که باعث زیرورو شدن و نابودی حکومت امویان گردید.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *