سیره عملی و رفتاری

تاکتیک امام کاظم برای حفظ دوستان خدا

علی بن یقطین یکی از شاگردان مورد اعتماد امام هفتم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بود، امام به او اجازه داد، که به عنوان یکی از کارگزاران هارون الرشید باشد و در این دستگاه، در مواقع حساس در حفظ اولیای خدا (به طور محرمانه) بکوشد. خود علی بن یقطین می گوید: امام کاظم علیه السلام به من فرمود: «خداوند در دستگاه سلطان (طاغوت) دوستانی را دارد که از حریم اولیای خود، به وسیله ی آنها دفاع می کند.» [۶۲] . علی بن یقطین از مدافعین اولیای خدا بود، در عین حال در ظاهر، به عنوان یکی از وزیرهای هارون الرشید، در دستگاه هارون، کار می کرد [۶۳] . در یکی از روزها، هارون الرشید لباسهایی به عنوان قدردانی و گرامیداشت علی بن یقطین، برای او فرستاد، که از جمله ی آنها «لباس فاخر و سیاه رنگ از نوع «خز» طلاباف و گرانبها بود. علی بن یقطین مطابق معمول، که خمس اموالش را نزد امام کاظم علیه السلام می برد، آن لباسها را همراه خمس اموالش توسط غلامش به خدمت امام کاظم علیه السلام فرستاد و تقدیم کرد. امام کاظم علیه السلام آنها را قبول کرد، و سپس آن لباس فاخر شاهانه [ صفحه ۹۰] و طلاباف را توسط فرد دیگری به علی بن یقطین بازگردانید، و در نامه ای برای وی نوشت که: «این لباس مخصوص را نزد خود نگهدار، و از دستت خارج نکن، که روزی جریانی پیش می آید که به وجود آن نیاز شدید پیدا می کنی.» علی بن یقطین، حیران شد، که چه راز در پشت پرده هست، ولی طبق دستور امام، آن لباس را در جای مورد اطمینان نگهداشت. مدتی از این جریان گذشت، بین علی بن یقطین و خادم مخصوصش، کدورتی پیش آمد و آن خادم از خانه ی او بیرون آمد، تا اینکه در فرصتی مناسب خود را به هارون الرشید رسانید و از «علی بن یقطین» سعایت و سخن چینی کرد و به هارون گفت: «علی بن یقطین به امامت موسی بن جعفر علیه السلام اعتقاد دارد، و خمس مالش را در هر سال برای او می فرستد، و از جمله فلان لباس فاخر طلاباف را که شما امیرمومنان، به او داده بودید، آن را در فلان وقت برای موسی بن جعفر علیه السلام فرستاده است. هارون، سخت خشمگین شد، و بیدرنگ علی بن یقطین را جلب کرد، و با تندی به او گفت: «آن لباس خزی سیاه را چه کردی؟!» علی بن یقطین: «آن را در کیف مخصوصی گذاشته ام و خوشبو نموده ام و صبح و شام به عنوان تبرک، آن را باز می کنم و به آن می نگرم و سپس به جای خود می گذارم.» هارون: هم اکنون آن را به اینجا بیاور. علی بن یقطین: بسیار خوب، همان دم یکی از غلامان را [ صفحه ۹۱] فرستاد و به او گفت: به فلان خانه برو و فلان صندوق را باز کن، و کیف مخصوص را به اینجا بیاور. غلام رفت، همان را یافت و نزد هارون آورد، هارون آن را گشود و آن لباس فاخر مخصوص را در میان آن دید که خوشبو شده و در جای بسیار خوبی نگهداری می شود، خشمش فرونشست و به علی بن یقطین گفت: آن را به جای خود برگردان، و دیگر هرگز سعایت (و گزارش ناجوانمردانه ی) افراد را درباره ی تو قبول نمی کنم، علاوه بر آن، دستور داد، جوایزی به علی بن یقطین دادند، و مقرر داشت که هر سال، این جوایز را به او بدهند و سپس دستور داد تا به آن غلام سعایت کننده، هزار شلاق بزنند. که وقتی او زیر شلاق قرار گرفت، در پانصدمین شلاق، جان سپرد [۶۴] .
نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی بر گرفته از کتاب نگاهی بر زندگی امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *