امامت و رهبری، حاکمان زمان

تعیین امام

تمام شیعیان بر این عقیدهاند که تعیین امام نه در دست امت و نه به دست اهل حل و عقد از امت است، و انتخاب در مورد امام
ناروا، و گزینش در امامت کار محالی است. بنابراین جریان امامت همچون نبوت است، همان طوری که نبوت به دست انسان و به
میل او نیست، امامت نیز چنین است. زیرا عصمتی که – نزد ایشان – شرط امامت است، جز خدایی که مطلع بر نهفته های نفوس و
رازهای دل است کسی نمیداند، بنابراین اوست که به هر بندهای که بخواهد عنایت میورزد و او را برای منصب امامت و خلافت
برمیگزیند. نبوت و امامت با توجه به این که دو منصب الهی هستند گزینش و انتخاب در آنها روا نیست، زیرا که تعیین آنها از
ای داوود ما تو را در روی زمین مقام خلافت دادیم تا » : مختصات خدای متعال است و قرآن مجید این مطلب را اعلان فرموده است
و خدای تو هرچه خواهد بیافریند، و منزه و برتر از آن است که به او [ صفحه » : ۱۶۳ ] و میفرماید ] «. میان مردم به حق حکم کنی
۱۶۴ ] . جریان امامت مانند نبوت هیچ راهی برای انتخاب و خواست مردم وجود ندارد. نصوص زیادی که از ] «. ۱۳۷ ] شرک آورند
امامان اهل بیت علیهم السلام در این باره رسیده است گواه بر این مطلب است. از جملهی آن نصوص، همان عبارتی است که حجت
خدا در روی زمین و خلیفهی او بر بندگان – همان کسی که کجیها و انحرافات را راست میکند، مفاسد نظام دین را برطرف
میسازد. مهدی این امت – خداوند فرجش را بزودی برساند – بر آن استدلال کرده است، موقعی که سعد بن عبدالله از آن بزرگوار
صفحه ۷۰ از ۲۷۲
آیا مردم فرد شایستهای را انتخاب میکنند و یا » : پرسید: که چرا مردم برای خود نمیتوانند امام تعیین کنند؟ در پاسخ او فرمود
ناشایسته را؟ البته شایسته را. با این همه آیا ممکن است – چون کسی از باطن دیگری آگاه نیست که پاک است یا ناپاک – ناپاک
و ناشایستگی را انخاب کنند یا نه؟ آری ممکن است. پس همین است آن علتی که من خواستم تا عقلت بدان وسیله اطمینان پیدا
کند. بگو ببینم! پیامبرانی را که خداوند آنان را برگزیده و بر ایشان کتاب نازل کرده و آنان را به وسیلهی وحی و عصمت تأیید
کرده است، چون آنها نشانه های راه و روش امت و آشناتر به انتخاب و گزینش افرادند، از جمله آنها موسی و عیسی – علیهماالسلام
– آیا جایز است با همهی عقل فراوان و علم کاملی که دارند، هرگاه بخواهند گزینشی بکنند، منافقی را به گمان این که مؤمن
است، انتخاب کنند؟ خیر. اینک، این موسی کلیم الله است با عقل فراوان و کمال علمیش و با این که وحی بر او نازل میشد، از
برجستگان قوم و سران سپاهش، هفتاد تن را از آن کسانی که تردیدی در ایمان و اخلاص آنان نداشت [ صفحه ۱۳۸ ] برای
هنگامهی دیدار پروردگارش، گزینش کرد. با این همه منافقان برگزیده شده بودند، چنان که خدای متعال فرموده است: [موسی از
میان قوم خود، هفتاد تن را برای دیدار ما برگزید.] [ ۱۶۵ ] تا آن جا که میفرماید: [ای موسی! هرگز به تو ایمان نمیآوریم، مگر این
که خدا را آشکارا ببینیم، پس به خاطر ستمکاریشان، صاعقه آنها را فرا گرفت.] [ ۱۶۶ ] پس چون میبینیم که انتخاب افراد توسط
حضرت موسی علیه السلام که خود پیامبر و برگزیدهی خداوند است بجای شایستهترین بر ناشایستهترین تعلق گرفته، در صورتی که
به تصور خود، شایستهترین بوده، میفهمیم که انتخاب، جز برای کسی که از رازهای دل و نهفته های باطن آگاه است، روا
۱۶۷ ] . براستی که قدرت و امکانات بشری نارسا از ادراک شایستهترین فردی است که میتواند باعث خوشبختی امت ] «. نمیباشد
گردد، و اختیار این کار تنها به دست خداوند متعال است که او به رازهای نهفتهی امور دانا است.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *