امامت و رهبری، حاکمان زمان

تقاضای رحم و گذشت علویان

علویان از این طاغوت، چشم رحم و مروت داشتند و از او درخواست عفو میکردند اما هیچ گاه این همه درخواست باعث تحریک
صفحه ۱۹۸ از ۲۷۲
عواطف انسانی و رحم و مروتی که موجب بخشش آنها شود، نگردید، او راهی بیتالله الحرام شد و در اثنای سفر، ناگهان دختر
عبدالله بن حسن این اشعار رقتآور را بر او خواند: ارحم صغار بنییزید انهم یتموا لفقدک لا لفقد یزید و ارحم کبیرا سنه متهدما
فی السجن بین سلاسل و قیود و لئن اخذت بجرمنا و جزیتنا لنقتلن به بکل صعید ان جدت بالرحم القریبۀ بیننا ما جدکم من جدنا
ای» : ببعید [ ۷۲۶ ] . [ صفحه ۴۶۴ ] اما این درخواست رقتآور، دل سنگ او را تکان نداد! و او در پاسخ دختر عبدالله چنین گفت
آنگاه دستور داد تا آن دختر را به سیاهچالی انداختند، و او در آن جا ماند، تا آخرین «! دختر عبدالله خوب شد به خاطر من آوردی
لحظه های عمرش را به پایان رساند!. حقا که منصور به پستترین مراتب فرومایگی و قساوت رسیده بود که اندازهای برای آن قابل
تصور نیست.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *