سیره عملی و رفتاری

تقیه در زندگی سیاسی امام کاظم

پنهانکاری – که همان مفهوم تقیه است – به عنوان یک استراتژی مبارزاتی در رویارویی با دستگاه خلافت، در زندگی سیاسی امام کاظم (ع) جایگاه ویژهای داشت. زیرا در دوران امامت آن حضرت، بنیعباس همهی نیرو و توان خود را برای نابودی شیعیان و محو مکتب اهل بیت (ع) به کار گرفته بودند و امام (ع) برای حفظ جمع شیعه و میراث امامت ناگزیر از «تقیه» بود. معمربن خلاد میگوید: از امام کاظم (ع) درباره قیام برای والیان [۴۰۱] (جور) پرسیدم: فرمود: ابوجعفر (ع) فرموده است: «التقیه من دینی و دین آبائی، و لا ایمان لمن لا تقیه له.» [۴۰۲] . تقیه آیین من و پدران من است و کسی که به وظیفه تقیه عمل نکند ایمان ندارد. امام (ع) گاهی به خاطر رعایت اصل تقیه پاسخ نامهی یاران خود را ماهها به تاخیر میانداخت. علی بن سوید میگوید: زمانی که امام کاظم (ع) در زندان بود برای او نامه نوشتم و از مسائل زیادی از وی سوال کردم. امام (ع) چندین ماه پاسخ را به تاخیر انداخت سپس جواب آن را داد. در پاسخ امام (ع) به علت تاخیر اشاره شده و آمده است: «تو از اموری پرسیدهای که میباید پوشیده و مکتوم بمانند و تو نسبت به آنها مامور به تقیه هستی، ولی اینک که (شرایط تغییر کرده) و سلطنت جباران منقضی شده است پاسخ سوالات تو را خواهم داد.» [۴۰۳] . گاهی نیز که میدانست نامه به دست ماموران میافتد مضمون آن را به گونهای مینوشت که با سیاستهای نظام حاکم توافق داشته باشد. به عنوان نمونه در پاسخ به نامهی یحیی بن عبدالله بن حسن، او را از نافرمانی خلیفه برحذر داشت و تشویق به نیکی و پیروی از او نمود. [ صفحه ۱۸۷] وقتی نامه به هارون رسید و آن را خواند گفت: مردم مرا نسبت به موسی بن جعفر بدبین میکنند (و از او نزد من سعایت مینمایند) در حالی که او از مطالب و تهمتهایی که به وی نسبت داده میشود پاک و منزه است. [۴۰۴] . عمل به وظیفه تقیه به خود امام محدود نمیشد بلکه یاران آن حضرت نیز که در شرایط خاصی قرار داشتند موظف به عمل بر اساس آن بودند. [۴۰۵] محمد بن فضل میگوید: میان اصحاب ما درباره مسح پاها در وضو اختلاف شد که آیا آن را از انگشتان تا بلندی مفصل باید کشید یا به عکس؟ علی بن یقطین نامهای به موسی بن جعفر نوشت و از آن حضرت نسبت به خود کسب تکلیف کرد. امام (ع) در پاسخ نامهاش نوشت: «آنچه دربارهی اختلاف در وضو نوشته بودی فهمیدم و آنچه من به تو دستور میدهم در این باره این است که سه بار آب در دهان بگردانی و سه بار آب در بینی بکشی و سه بار صورت خود را بشویی سپس دستهای خود را از سر انگشتان تا مرفق بشوی و همهی سر را مسح کن و داخل و بیرون گوشهایت را دست بکش و پاهای خود را تا بلندای مفصل سه بار بشوی و از این دستور تخلف نکن!» دقت در مضمون نامهی امام میرساند که این دستور کاملاً یک دستور سیاسی و بیان وظیفهی مقطعی است نه حکم الهی برای همیشه و همه کس. علی بن یقطین گرچه در آغاز از پاسخ امام (ع) که دقیقاً مطابق مذهب اهل سنت بود تعجب کرد ولی از آنجا که میدانست آن بزرگوار هیچ دستوری را بدون مصلحت نمیدهد آن را پذیرفت و طبق آن عمل کرد. بعدها راز این دستور امام (ع) کشف شد؛ از علی بن یقطین نزد هارون سعایت شد که وی شیعه است و مصلحت نیست وزیر خلیفه باشد. هارون برای آزمایش او، جریان وضو گرفتنش را زیر نظر گرفت تا ببیند طبق مذهب شیعه وضو میگیرد یا بر اساس مذهب اهل سنت. ولی متوجه شد که او به طور دقیق مطابق سنیان عمل میکند. و بدین ترتیب توطئه سعایت کنندگان خنثی شد و هارون به علی بن یقطین اعلام کرد که «دروغ میگوید کسی که [ صفحه ۱۸۸] میپندارد تو رافضی هستی» و از آن پس، وی نزد هارون موقعیت بهتری پیدا کرد. پیشوای هفتم (ع) پس از عبور علی بن یقطین از این مرحلهی خطرناک، بدون درخواست وی طی نامهای به او فرمان داد که از این پس طبق آنچه خداوند فرمان داده وضو بگیر؛ روی خود را یک بار برای شادابی و یک بار به نیت وجوب بشوی و دستهای خود را دوبار همچنان از مرفق بشوی و جلو سر و نیز روی دو پا را با زیادی آب وضو مسح کن؛ زیرا آنچه به تو ترسیده میشد اکنون از میان رفته است. [۴۰۶] . امام کاظم (ع) در پرتو اتخاذ چنین سیاست حساب شده و دوراندیشانهای توانست در آن شرایط سخت و دوران فشار و خفقان، نه تنها جان خود و یارانش را حفظ کند بلکه با کمترین حساسیت از سوی دستگاه خلافت رسالت بنیادی خود را آغاز کند. امام (ع) به رغم آن که ده سال آغاز امامت خود را در دوران حکومت شکنجه و استبداد منصور سپری کرد ولی با پنهانکاری و کنارهگیری از فعالیتهای آشکار سیاسی و نظامی علیه دستگاه، دشمن را خلع سلاح کرد و هر گونه بهانهای را از دست او گرفت.
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *