امامت و رهبری، حاکمان زمان

تهدید امام کاظم علیه السلام

همین که موسی هادی، ریشهی علویان را از بیخ و بن برکند، شروع به تار و مار کردن، و کشتار باقیمانده آنان کرد و به یاد بزرگ
صفحه ۲۲۲ از ۲۷۲
به خدا سوگند که حسین بدون دستور او قیام نکرده و جز محبت و » : و سرور علویان، امام موسی علیه السلام افتاده و چنین گفت
شور او را بر [ صفحه ۵۲۹ ] سر نداشته است زیرا که وی صاحب وصیت و دارای مقام امامت در میان این خاندان است، خدا مرا
اگر نبود که از مهدی به نقل از منصور شنیدهام که جعفر – یعنی امام » : و در تهدید خود اضافه کرد «! بکشد، اگر او را زنده بگذارم
صادق علیه السلام – چه فضیلت و برازندگی دینی در میان اهل بیت دارد، و رفتار و فضیلت او چگونه است و از سفاح دربارهی مقام
قاضی ابویوسف که در مجلس وی حاضر بود رو «! و فضیلت او نشنیده بودم، قبر او را میشکافتم و بدنش را در آتش میسوزاندم
زنانش طلاق، و تمام بردگانش آزاد، و تمام ثروتش صدقه، و همهی چهارپایانش مصادره باشند، و بر ذمهی او » : به او کرده و گفت
که تا مکه پیاده رود، اگر موسی بن جعفر تصمیم به خروج داشته باشد نه او چنین عقیدهای داشته، و نه فردی از اولاد او، و نه چنین
و پیوسته به نرمی با او صحبت کرد، تا این که آتش خشم او فرو نشست [ ۸۲۳ ] و این .«! چیزی، سزاوار است که از آنها سر بزند
موضع والا، دلیل بر بزرگی و شرف ابویوسف است.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *