امامت و رهبری، حاکمان زمان

جواب امام صادق علیه السلام به زراره بن اعین در مورد امامت امام کاظم

زراره بن اعین [ ۲۱۸ ] نقل کرده است که بر ابوعبدالله – امام صادق – علیه السلام وارد شدم، در حالی که نزد آن بزرگوار سرور
اولادش – ابوالحسن، موسی – بود، و در همان جا پیکری پیچیده به جامهای بود. امام صادق علیه السلام به من دستور داد تا داوود
رقی، حمران و ابوبصیر را نزد آن بزرگوار حاضر سازم. وقتی که از خدمت وی برای دعوت ایشان بیرون رفتم، با مفضل بن عمر که
قصد رفتن حضور امام را داشت مصادف شدم. دیدم مردم، دسته دسته به خانهی امام میروند، با شتاب رفتم و آنان را دعوت
روی اسماعیل را » : کردم، وقتی که به حضور امام علیه السلام رسیدند. امام علیه السلام رو به داوود رقی کرد و [ صفحه ۱۵۹ ] فرمود
ای» : وقتی که روی صورت او را باز کرد، دیدند جسدی خشک و بدون حرکت است. پس امام علیه السلام به داوود فرمود « باز کن
آقاجان! او مرده است. امام علیه السلام چهرهی فرزندش را به تمام حاضران در مجلس عرضه – «؟ داوود! آیا او زنده است یا مرده
کرد و آنان را شاهد گرفت که وی مرده است و از ایشان اقرار و اعتراف بر مرگ وی میگرفت. این کار را بدان جهت کرد تا
تصور بعضی از شیعیان را که اعتقاد داشتند، اسماعیل – نظر به شایستگی و علم زیادش – بعد از پدر بزرگوارش امام است، این
تصور را از بین ببرد و میخواست تا آنان را به راه روشن هدایت فرموده و به حق بازگرداند و راهنمایی کند که امام پس از وی،
فرزندش موسی علیه السلام است. آنگاه دستور تجهیز داد. او را غسل داده و کفن کردند، سپس به مفضل بن عمر دستور داد تا
دوباره روی صورت اسماعیل را باز کند، تا مردم ببینند و اطمینان به مردن او پیدا کنند تا مجال شک و تردید برای کسی نماند، و
آیا » : پس از همهی اینها خواست تأکید بیشتری کرده باشد و کاملا شک و تردید را از بین ببرد، رو به همهی اصحاب کرد و فرمود
صفحه ۷۹ از ۲۷۲
بار » : همه فریاد برآوردند و به مرگ او اعتراف کردند، آنگاه دستها را به طرف آسمان بلند کرده و میگفت «؟ او زنده است یا مرده
خدایا! تو شاهد باش که بیهودهگویان بزودی شک و تردید خواهند کرد و قصد خاموش کردن نور خدا را با دهان خود خواهند
کرد – به طرف فرزندش موسی اشاره فرمود – در حالی که خداوند نور خود را به تمام و کمال خواهد رساند، هرچند که مشرکان
آنگاه دستور داد تا بدن را در آخرین جایگاهش بگذارند، پس از این که در بستر لحد خواباندند و خاک روی جسد «. نپسندند
این مردهی کفن پوشیدهی حنوط شده و » [ ریختند، رو به اصحاب کرد و به منظور رفع شبه ه و هر نوع گمانی، فرمود: [ صفحه ۱۶۰
بار خدایا تو گواه باش! – سپس دست فرزندش موسی (ع) » : همه با هم گفتند: او اسماعیل است. فرمود «؟ مدفون در این لحد کیست
۲۱۹ ] . امام ] « را گرفت – و فرمود: او به حق است و حق با او و از اوست، تا این که خداوند وارث زمین و اهل زمین گردد
علیه السلام با این تصریحات مکرر، روی شبه های که نزد بعضی از اصحابش در پیرامون امامت فرزندش، اسماعیل، به وجود آمده
بود خط بطلان کشیده و برای ایشان بارها توضیح داد که امامت دست ایشان نیست، بلکه در دست خدای تعالی است و اوست که
به هر کس از بندگانش اراده کند، این مقام را عطا میکند. ابوبصیر نقل میکند که خدمت امام صادق علیه السلام بودم، اصحاب
آن حضرت اوصیای پیامبر (ص) را نام بردند از جمله نام اسماعیل را به میان آوردند. پس امام علیه السلام رو به من کرد و فرمود:
۲۲۰ ] . امام ] « نه! به خدا سوگند، ای ابومحمد! آن در دست ما نیست. تنها خدا است که یکی پس از دیگری را تعیین میکند »
صادق علیه السلام تصریح فرموده است که، تعیین امام به او مربوط نیست و تنها در دست خدای تعالی است و خدا است که از میان
بندگانش، کسانی را که صفات نیکوی فراوان و ویژگیهای برجستهای دارند برمیگزیند و بعد از او هیچ کس حق انتخاب ندارد.
این مطلب را خواص شیعه دانسته و ایمان پیدا کردند، همان طوری که ظریف بن ناصح [ ۲۲۱ ] میگوید: با حسین بن زید بودم و
پسرش علی نیز، به همراه وی بود که ناگاه حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام از کنار ما گذشت و سلام داد و دوباره
برگشت. من به حسین عرض کردم: فدایت شوم! موسی علیه السلام به قائم آل محمد (ع) معروف است؟ [ صفحه ۱۶۱ ] اگر یک نفر
معروف به این نام باشد هم او است. سپس فرمود: چگونه معروف نباشد؟! در حالی که خط علی بن ابیطالب و املای رسول خدا
(ص) در نزد او است. پسرش نگاهی به او کرد و گفت: چرا آن خط و املاء در نزد پدر ما، زید بن علی نیست؟!. پسرم! علی بن
حسین و محمد بن علی علیهم السلام، سروران و امامان مردمند. از این رو – پسرم! – پدرت زید، همواره با برادرش بوده و از ادب او
برخوردار شده و از فقه و آگاهی دینی او استفاده کرده است. پدر! اگر برای موسی علیه السلام اتفاقی بیفتد، یکی از برادرانش را
. [۲۲۲] « وصی خود قرار میدهد؟ نه! به خدا قسم کسی را وصی قرار نمیدهد، مگر فرزندش را
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *