سیره عملی و رفتاری

حلم و حسن خلق امام کاظم

امام هفتم در یکی از باغات و نخلستانهای مدینه مشغول به کار بود. شاخ و برگ اضافی درختها را میزدود و میوهها را میچید. یکی از غلامهای امام یک مقدار خرما در پارچهای پیچید و آن بسته را از دیوار باغ بیرون انداخت. بعد رفت و آن را برداشت تا با خود ببرد.
یکی از اصحاب دوید و غلام را گرفت و حضور امام (ع) آورد.
امام (ع) رو به غلام کرده و فرمود:
« گرسنهای؟ »
– نه!
– برهنهای؟
– نه!
– حقوقت کم است؟
– نه!
– پس چرا چنین عمل خلاف شرع و عرفی را مرتکب شدی؟ این بسته خرما را چرا بیرون باغ انداختی تا ببری؟
غلام گفت: « دلم خواست، و مایل شدم این بسته خرما را ببرم. » حضرت فرمود: « اذهب فهی لک » « بردار و برو! اما پس از این، هر مقدار که دلت خواست با اجازه ببر » [۱] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] جامع النورین، سبزواری، ص ۲۰۵٫
منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام موسی بن جعفر؛ سید علی حسینی قمی، نبوغ چاپ دوم ۱۳۸۲٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *