امامت و رهبری، حاکمان زمان

دشمنی وی با علویان در خلافت مهدی عباسی

مهدی از پدرش منصور، دشمنی با علویان و شیعیان آنها را، به ارث برده و باطنش آکنده از خشم و کین آنها بود، و علت این همه
دشمنی مربوط به این میشد که، عباسیان هیچ حقی در حکومت نداشتند، و انقلاب بر ضد حکومت اموی، به خاطر علویان که
حامل عدل و حق اسلامی بودند، به وجود آمده بود. این انقلاب در باطن و واقعیت خود، سرشت تشیع را داشت، و انقلابیون آن را
شعار خود قرار داده و به خاطر آن مبارزه کردند، بنیعباس نیز خود را بر این اساس وارد انقلاب کردند، به این نشانی که مهدی
عباسی بر ابوعون که از عزیزترین یاران و از همه نزد او، مقدمتر بود، وارد شد، و از او خواست که خواسته های خود را بطلبد تا او
برآورده سازد، ابوعون به وی گفت: درخواست من آن است که از فرزندم عبدالله بگذری، چون او را زیاد تحت فشار قرار داده و
سخت گرفتهاید. ای ابوعبدالله! او در خط ما نیست و در خلاف جهت ما و نظر تو، حرکت میکند او به ابوبکر و عمر عقیده ندارد و
به آنها بدگویی میکند. یا امیرالمؤمنین، به خدا سوگند که او بر سر همان هدفی است که، ما بر آن اساس قیام کردیم و مردم را
«… دعوت کردیم، حال اگر برای شما تغییر نظر پیدا شده، من او را بر آنچه شما دوست دارید وامیدارم تا تسلیم رأی شما گردد
صفحه ۲۱۱ از ۲۷۲
۷۶۹ ] . این داستان، به روشنی دلالت میکند که نهضت بر ضد حکومت اموی، نهضت شیعی – در تمام ابعاد و به تمام معنی کلمه ]
– بوده است. در این جا رویداد [ صفحه ۴۹۹ ] دیگری وجود دارد که خود دلیلی دیگر بر این مطلب است، و آن رویداد این است
خدا » : که قاسم بن مجاشع، وصیت نامهی خود را نزد مهدی عباسی فرستاد، تا آن را گواهی کند، و در وصیت نامه چنین آمده بود
خود گواهی دهد، و فرشتگان و صاحبان علمی که پرچمداران عدل و قسطند، گواهند که خدایی جز خدای یکتا نیست که او قادر
و حکیم است و دین واقعی در نزد خدا، اسلام است، وی گواه بر اینها است. و همچنین گواهی میدهد که محمد بنده و فرستادهی
همین که مهدی، قسمتهای آخر وصیت نامه را «. خدا است و علی بن ابیطالب وصی رسول خدا و پس از وی وارث امامت است
خواند، آن را از دستش انداخت و به بقیه نگاهی نکرد. [ ۷۷۰ ] . خواص بنیعباس، به این مطلب اعتراف داشته و عقیدهی قطعی
داشتند که انقلاب به خاطر تشیع برپا شده است اما عباسیان حکومت را ربودند و به خاطر طمع و بقای بر حکمروایی خود مسیر
انقلاب را عوض کردند. به هر حال، مهدی عباسی تا وقتی که بود در ژرفای دلش، کینه شدیدی نسبت به علویان داشت.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *