آثار

رساله ی امام کاظم در توحید

از جمله آثار ارزشمندی که از امام علیه السلام به یادگار مانده است، رسالهی او در توحید است. این رساله – با همهی اختصارش –
صفحه ۱۱۷ از ۲۷۲
آکنده از دلایل کلامی بر وجود خدای تعالی و بیان صفات ثبوتی و سلبی است. این رساله – به طوری که مورخان میگویند – در
پاسخ نامهای بوده است که فتح بن عبدالله خدمت امام فرستاده و از او درخواست جواب کرده است و آن بزرگوار پس از بسم الله به
سپاس از آن خدایی است که سپاس خود را به بندگانش الهام کرده و همه را با فطرت خداشناسی آفریده » : این بیان پاسخ داده است
و به وسیلهی آفریدگان، به وجود خود راهنمایی کرده و آثار خلقت را دلیل قدرت خویش گرفته [ ۳۹۸ ] و ذاتش از پذیرش اوصاف
مبرا است [ ۳۹۹ ] و دیدارش از پذیرش دیدن بر کنار [ ۴۰۰ ] و احاطهی بر او از توان وهم، بیرون است [ ۴۰۱ ] بودنش را مدتی و
بقایش را نهایتی نمیباشد [ ۴۰۲ ] مشاعر، او را در نیابند و هیچ پردهای [ صفحه ۲۵۵ ] او را مستور نسازد و تنها پردهی میان او و
خلقش، همان آفرینش آنها است [ ۴۰۳ ] ، برای این که، آنچه را ذات مخلوق پذیرا است، مقام کبریایی او را زیبنده نیست و آنچه
شایستهی مقام او نیست، در خور ممکنات است [ ۴۰۴ ] ، برای جدایی صانع از مصنوع، و حد گذار و حد پذیر و پروردگار و
پروریده [ ۴۰۵ ] او یکتا است، نه از نظر شمار [ ۴۰۶ ] ، آفریدگار است نه به معنی حرکت [ ۴۰۷ ] و بینا است نه به وسیلهی ابزار بینایی.
شنوا است، نه به وسیلهی کاربرد ابزار [ ۴۰۸ ] . او گواه است، نه به وسیلهی حضور و تماس [ ۴۰۹ ] با اشیاء. نهان است، نه در پشت
پرده حجاب [ ۴۱۰ ] آشکار و ممتاز است، نه به حساب مسافت و فاصله مکانی. ازلی بودنش جلوی جولان اندیشه ها را گرفته و
جاودانگیاش، دست رد به سینهی خردهای تندرو زده است [ ۴۱۱ ] کنه و حقیقتاش دیده های تیزبین را فلج کرده، و هستیاش
[ اوهام تیز پرواز را از پا درآورده است. آغاز باور داشتن او، شناخت وی [ ۴۱۲ ] ، و کمال شناختش، یکتا دانستن [ صفحه ۲۵۶
اوست، و کمال یکتا شمردن او، نفی صفات از اوست، چون هر صفتی گواهی دهد که آن غیر موصوف، و هو موصوفی گواهی
دهد که آن غیر صفت است و هر دوی آنها گواه دوگانه بودن آنها است، و در وجود ازلی راه ندارد. بنابراین هر کس خدا را
وصف کند او را محدود ساخته [ ۴۱۳ ] و هر کس محدودش نماید، او را برشمرده است [ ۴۱۴ ] ، و هر کس او را برشمارد، ازلی و
قدیم بودن او را نپذیرفته است [ ۴۱۵ ] ، و هر کس بگوید: چگونه است؟ از وصف او پرسیده است [ ۴۱۶ ] . و هر کس گوید: در
چیست؟ او را در چیزی گنجانده، و هر که گوید: بر چیست؟ او را نشناخته است [ ۴۱۷ ] و هر کس گوید: کجا است؟ جایی را از او
خالی پنداشته [ ۴۱۸ ] ؛ و هر که گوید: ذات او چیست؟ او را در معرض توصیف قرار داده است [ ۴۱۹ ] و هر که گوید: تا کجا و چه
وقت است؟ برای او نهایتی تصور کرده است. او دانا است، از زمانی که معلومی نبوده و آفریدگار است، از هنگامی که مخلوقی
وجود نداشته و پروردگار است، از موقعی که پروردهای لباس هستی نپوشیده [ صفحه ۲۵۷ ] بوده است. این چنین پروردگار ما
۴۲۱ ] . و در این جا نامهای که مشتمل بر اصول و ] [۴۲۰] « وصف میگردد و او بالاتر از توصیف ناسنجیدهی وصفکنندگان است
قوانین توحید بوده، پایان میگیرد. البته بسیاری از این مطالب و عبارات از امیرالمؤمنین علیه السلام نیز رسیده است، اما باید توجه
داشت که امامان اهل بیت علیهم السلام در بسیاری از موارد، در علم توحید سخنانشان مشابه و همسان است. زیرا آنان بنیانگذاران
قوانین و اصول علم توحید و به وجود آورندگان دلایل و براهین آنند؛ و به وسیلهی ایشان این علم شناخته شده و اصول و قوانینش
استوار گشته است.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *