حوادث، وقایع، هجرت

زندان و شهادت امام کاظم

اشاره
هارون الرشید به رغم آن که در اثر زیرکی خاص خود و توسل به نیرنگ و نفاق و فراهم شدن سایر شرایط، در عرصه سیاست آن روز چهره موفق و عنصر سیاستمداری به شمار میرفت، در جبهه مبارزه با خط امامت، با همه تلاشی که برای پیروزی بر آن کرد، با ناکامی روبه رو شد و سرانجام به این نتیجه رسید، تا زمانی که رهبری این جبهه را از بین نبرد همهی تلاشهای او بیثمر خواهد بود. هارون در طول مدت حکومت خود، بارها موسی بن جعفر (ع) را به مرکز خلافت احضار کرد و حتی به زندان افکند ولی هر بار حادثهای پیش میآمد که منجر به آزادی آن حضرت میشد. وی حتی وقتی دید ماموران به هنگام رویارویی با امام (ع) برای کشتن او با مشکل مواجه هستند و هیبت و عظمت امام (ع) مانع از انجام ماموریت ایشان میشود، دستور داد مجسمهای از چوب شبیه امام کاظم (ع) ساختند و چون جلادان مست میشدند آنان را مامور میکرد با شمشیر بر آن مجسمه یورش برند و این کار را مدتها تمرین میکردند تا آمادگی لازم را برای انجام ماموریت اصلی پیدا کنند. [۴۵۵] . وی در اقدامی دیگر خرماهایی را آلوده به سم کرد و به خدمتکارش دستور داد آنها را با حیله به امام (ع) بخوراند. ولی پیشوای هفتم (ع) که از توطئه او آگاه بود با انداختن یکی از آن خرماهای مسموم جلو سگ هارون و به هلاکت رسیدن آن حیوان در اثر سم، دست خلیفه را رو کرد. [۴۵۶] . [ صفحه ۲۱۶] با این حال، هارون همچنان بر تصمیم خود بود و دنبال فرصتی میگشت که کار را یکسره کند تا آن که در سال ۱۷۹ هجری قمری پیش از انجام اعمال حج راهی مدینه شد و با وقاحت تمام در برابر روضه مطهر رسول خدا (ص) ایستاد و بیآن که از غصب خلافت و حیف و میل بیتالمال مسلمانان و ستمها و جنایات خویش در حق خاندان پیامبر (ص) شرم کند خطاب به آن حضرت گفت: «ای رسول خدا! از اقدامی که میخواهم انجام دهم از شما پوزش میطلبم. میخواهم موسی بن جعفر را بازداشت کنم؛ زیرا او درصدد ایجاد فتنه و اختلاف و خونریزی در میان امت است.» [۴۵۷] . آنگاه دستور داد آن بزرگوار را در حالی که در مسجد رسول خدا (ص) مشغول نماز بود دستگیر کردند و برای آن که شیعیان نفهمند امامشان را به کجا تبعید کردهاند و نیز برای جلوگیری از شورش احتمالی انقلابیون، دستور داد هنگام بیرون بردن امام (ع) از مدینه دو کجاوه ترتیب دادند و با هر کدام گروهی مسلح همراه کردند. یک کجاوه شبانه به مقصد بصره و کجاوه دیگر در روز به مقصد کوفه حرکت داده شد و امام (ع) را با کجاوهای که عازم بصره بود روانه کردند. [۴۵۸] . امام کاظم (ع) پیش از رسیدن به بصره با «عبدالله بن مرحوم ازدی» که از بصره عازم مدینه بود ملاقات کرد و چندین نامه به او داد و سفارش کرد آنها را به فرزند و امام پس از خودش، حضرت رضا (ع) برسانند. [۴۵۹] .
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *