نقش تربیتی و ارشادی

سخنان حکیمانه ی امام کاظم علیه السلام با ابوالخطاب

محمد بن مقلاص اسدی کوفی مشهور به ابوالخطاب از رهبران منکرین خدا در جهان عرب و اسلام است و جوانان و نوجوانان
مسلمان را به بیدینی کشیده و بدعتی را آغاز کرد که با تمام نظام اسلامی در حال ستیز بود. اصول دعوتش را قاضی ابوحنیفهی
او جعفر بن محمد علیهماالسلام را خدا میدانست – خداوند بالاتر از چنین گفتاری است! – و همهی » . مغربی چنین بیان کرده است
محارم را حلال، و ارتکاب آنها را جایز دانسته است، و هرگاه ادای واجبی بر پیروانش سنگین میآمد به او مراجعه میکردند و
میگفتند: ای ابوالخطاب، این واجب را بر ما تخفیف بده! او دستور ترک آن واجب را میداد، به [ صفحه ۸۳ ] طوری که تمام
واجبات را آنان ترک گفته و همهی محرمات را حلال شمردند و تمام خلافها را مرتکب شدند. برای آنها مباح ساخت تا بعضی به
۸۸ ] . اصول و قوانین ] «! نفع بعض دیگر شهادت دروغ بدهند، هم او گفت: هر کس امام را شناخت هر حرامی بر او حلال میشود
ویرانگر او در منطقهی کوفه برملا شد، در هنگامی که نابسامانی سیاسی در اوج خود بود و دعوت عباسیان رو به پیروزی پیش
میرفت، تمام امکانات برای او فراهم بود تا از مردم کوفه شاگردانی را به دور خود جمع کرده و تعلیمات خود را به آنها القاء کند
و خطوط دعوت و گردهمآیی و ظهور عقایدش را ترسیم نماید. [ ۸۹ ] . وقتی که خبر بدعتگذاری و بیدینی او به امام صادق
علیه السلام رسید، امام از او بیزاری جست و در حضور امام او را لعن و نفرین کرد، چون وی از اصحاب و پیروان امام علیه السلام بود
که بعدها مرتد شد. عیسی شلقانی با شتاب خودش را به امام صادق علیه السلام رساند و نظر آن حضرت را دربارهی این بیدین
ای عیسی! چه مانعی دارد که با پسرم – یعنی امام موسی علیه السلام – ملاقاتی بکنی، و آنچه » : خطرناک پرسید، امام فرمود
عیسی رو به امام موسی علیه السلام کرد در حالی که آن روز چون کودکی در مکتب بود، وقتی که امام «؟ میخواهی از او بپرسی
ای عیسی! خداوند از پیامبران پیمان نبوت گرفت و » : (ع) او را دید پیش از آن که او چیزی بپرسد شروع به جواب کرده و فرمود
آنها هرگز از آن پیمان تجاوز نکردند و از اوصیای پیامبران پیمان وصایت گرفت و آنها نیز هرگز تجاوز نکردند و بر گروهی ایمان
را مدتی به عاریه داد، سپس آن ایمان عاریتی را از ایشان سلب کرد. ابوالخطاب از جمله کسانی بود که ایمان عاریتی به او داده
عیسی از پاسخ امام علیه السلام تعجب کرد! از جا بلند شد و آن حضرت را در آغوش گرفت و «… شده بود و بعد از او گرفته شد
آنگاه «… مابین چشمانش را بوسید در حالی که میگفت: [ صفحه ۸۴ ] از او میپرسیدی تو را از روی علم و آگاهی پاسخ میداد
امام علیه السلام دستور داد تا فرزندش تشریف ببرد و همانجا عیسی به امامت حضرت موسی بن جعفر یقین پیدا کرد و دانست که او
جانشین پدرش و خلیفهی او بر تمام مردم است [ ۹۰ ] . از مظاهر هوش و درک فراوان آن بزرگوار یکی آن بود که: روزی خدمت
پسرم! روی این لوح بنویس: – تنح عن القبیح و لا ترده » : پدرش رسید، پدر او را در دامن خود نشاند، در نزد پدر لوحی بود، فرمود
– از کار زشت خودداری کن! و مرتکب آن مشو. وقتی که نوشت، امام علیه السلام فرمود: پسرم! این عبارت را توضیح بده؟ فوری
شروع کرد و گفت: – و من اولیته حسنا فزده – نسبت به هر کس که احسان کردی، پس بیشتر کن. آنگاه عبارت دیگری فرمود و از
او خواست تا توضیح د هد، و آن عبارت این بود – ستلقی من عدوک کل کید – بزودی از دشمنت هر نوع مکری را خواهی دید!
امام صادق علیه السلام از هوش و «. پس توضیح داد: – اذا کاد العدو فلا تکده – هر گاه دشمن مکر و حیله کرد، تو او را مکر نکن
برازندگی فرزندش خوشحال شد و او را در آغوش کشید، در حالی که خوشحالی خود را نسبت به وی با این سخن ابراز میکرد،
۹۱ ] . از جمله نشانه های برازندگی آن بزرگوار در ] « خداوند از فرزندان پیامبر (ص) بعضی را بر بعض دیگر برتری داد » : فرمود
دوران کودکی، داستان صفوان جمال است، میگوید: از ابوعبدالله (امام صادق علیه السلام) از صاحب این امر، یعنی حجت پس از
صفحه ۵۱ از ۲۷۲
صفوان میگوید: در آن بین که ما دربارهی امام پس از حضرت «. صاحب این امر، اهل لهو و لعب نیست » : وی پرسیدم؟ فرمود
صادق علیه السلام صحبت میکردیم ناگاه ابوالحسن، موسی بن جعفر وارد شد، در حالی که کودکی نوخاسته بود و بهمراهش برهی
آنگاه .«!! پدر و مادرم فدایت! شما یکی پس از دیگری فرزندان پیامبر هستید و خداوند شنوا و دانا است » [ گوسفندی [ صفحه ۸۵
دوباره نزد امام ابوعبدالله علیه السلام برگشت و تعجبی را که در اثر سخنان ارزشمند امام موسی علیه السلام به او رو آورده بود به
ای عیسی! این فرزندم چنان است که اگر از آنچه در قرآن مجید است بود و به او » : عرض امام صادق علیه السلام رساند، امام فرمود
پدر و مادرم فدای آن که لهو و » : میفرمود: پروردگارت را سجده کن! امام صادق (ع) او را گرفت و به سینه جسبانید و میفرمود
۹۲ ] . اینها مواردی چند از برازندگی و هوش امام بود که نقل کردیم، که تو گویی آن بزرگوار با این همه هوش و ] «! لعب نمیکند
[ ادراک عجیب پا به هیچ مرحلهای از مراحل کودکی نگذاشته است! [ صفحه ۸۹
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *