اخلاق و فضائل

شایستگیهای فردی امام کاظم

دومین راه اساسی شناخت امامت موسی بن جعفر (ع) برجستگیها و شایستگیهای فردی آن حضرت است که در مقاطع مختلف زندگی وی تجلی کرده است؛ از شگفتیهای لحظه ولادت گرفته تا کرامات دوران خردسالی، نوجوانی، جوانی و امامت که در درسهای پیشین به بعضی از آنها اشاره کردیم. در این جا برای تاکید به دو مورد دیگر اشاره میکنیم. – شگفتی ولادت: حمیده، مادر امام کاظم (ع) میگوید: وقتی فرزندم موسی متولد شد دست بر زمین نهاد و سر بر آسمان برافراشت. امام صادق (ع) با شنیدن این مطلب به همسرش فرمود: این، نشانهی ولادت رسول خدا (ص) و جانشین اوست. ابوبصیر پرسید: چگونه؟ امام (ع) فرمود: چون زمان انعقاد نطفهی این پسرم فرا رسید فرشتهای نزد من آمد و شربتی داد تا بنوشم؛ آن چنان که به دیگر امامان میداد. من با خوشحالی برخاستم و از [ صفحه ۷۴] آنچه خداوند به من خواهد بخشید آگاه گشتم و نزد حمیده رفتم و نطفهی فرزندم منعقد گردید. پس شما او را بشناسید و از وی کناره نگیرید؛ سوگند به خدا، او پس از من امام و صاحب شماست. [۱۹۰] . – سخن گفتن به زبانهای مختلف: از جمله نشانههای مهم امامت که برای همگان محسوس بود و افراد با مشاهده آن به حقانیت امامت اذعان پیدا میکردند سخن گفتن امامان (ع) به زبانهای گوناگون افرادی بود که از نقاط مختلف جهان اسلام به حضور آن بزرگوران میرسیدند. تاریخ موارد زیادی از سخن گفتن موسی بن جعفر (ع) به زبانهای مختلف را ثبت کرده است که برای نمونه به دو مورد اشاره میکنیم. – امام کاظم (ع) پس از بیان راههای شناخت امام برای ابوبصیر فرمود: هم اکنون نشانهای به تو ارائه خواهم داد. لحظاتی نگذشت که مردی خراسانی به حضور امام (ع) شرفیاب شد و با امام (ع) با زبان عربی سخن گفت ولی امام کاظم (ع) پاسخ او را به فارسی داد. مرد خراسانی عرضه داشت: سوگند به خدا از این جهت به فارسی سخن نگفتم که گمان میبردم شما به خوبی نمیتوانید پاسخ بگویید. امام (ع) با تعجب فرمود: سبحان الله! اگر من توانایی پاسخگویی به تو را (به زبان فارسی) نداشته باشم در آنچه که سزاوار آن هستم (امامت) چه فضل و برتری بر تو دارم؟! سپس افزود: ای ابومحمد! سخن و زبان هیچ یک از مردم و حتی حیوانات و هر موجود جانداری بر امام پنهان نیست (و امام از همهی آنها آگاهی دارد). پیشوای هفتم (ع) در این جریان دو نشانه از نشانههای امامت را به ابوبصیر ارائه داد. نخست، خبر دادن از غیب و دیگر، سخن گفتن به زبان فارسی؛ سپس به صورت یک قاعدهی کلی فرمود: امام به همهی زبانها حتی منطق حیوانات و تمامی موجودات زنده آگاه است و گرنه بین او و دیگران فرقی نیست. – علی بن ابوحمزه میگوید: نزد ابوالحسن (ع) بودم که سی بردهی حبشی که برای آن [ صفحه ۷۵] حضرت خریداری شده بودند وارد شدند. امام (ع) با یکی از آنان، ساعتی به گفتگو پرداخت و همهی آنچه را که تصمیم داشت بگوید به وی فرمود. سپس درهمی به او داد و فرمود: به هر یک از یارانت در هر ماه سی درهم بده، پس از این آنان از محضر امام بیرون رفتند. به امام (ع) عرض کردم: فدایت شوم! میدیدم این جوان به زبان حبشی سخن میگفت، چه دستوراتی به وی دادید؟ فرمود: به وی دستور دادم که با یارانش به نیکی رفتار کند و به هر یک از آنان در هر ماه سی درهم بپردازد. علت انتخاب وی این بود که چون به او نگریستم، او را جوانی خردمند از فرزندان فرمانروایشان یافتم؛ از این رو، او را بدانچه لازم دانستم سفارش کردم. او همهی سفارشهای مرا پذیرفت. سپس خطاب به علی بن ابوحمزه فرمود: شاید از سخن گفتن من با او به زبان حبشی تعجب کردی؟ تعجب نکن! آنچه از (توانمندیها و کمالات و فضائل) امام بر تو پوشیده مانده شگفتانگیزتر و بیشتر است؛ و آنچه دیدی در مقایسه با معلومات و آگاهیهای (گسترده و لایتناهی) امام تنها در حد قطرهای است که یک پرنده با منقارش از دریا میگیرد. آیا میپنداری با برداشتن این قطره چیزی از آب دریا کاسته میشود؟ امام به منزلهی اقیانوس است که آنچه نزد اوست پایان نمیپذیرد و شگفتیهایش بیشتر از اینهاست (که میبینید) و همانگونه که اگر پرندهای با منقارش قطرهای از آب دریا را بر دارد از آب دریا کاسته نمیشود، دانش عالم (و امام) را نیز هیچ چیز نمیتواند بکاهد و عجایب و شگفتیهای (دریای وجودش) هیچگاه پایان نمیپذیرد. [۱۹۱] . اقدامات و تلاشهای موسی بن جعفر (ع) در ارائهی راهها و نشانههای شناخت امام و تطبیق آن نشانهها به وجود مبارک خود به آنچه شمردیم محدود نمیشود.ان شاءالله در درسهای آینده در بخش فعالیتهای امام (ع) با تفصیل بیشتر به این بحث میپردازیم. [ صفحه ۷۶]
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *