از دیدگاه شعرا

شعر مدح امام کاظم – ملک بر عصمتش تقدیس گوید، فلک بر رفعتش اقرار دارد

چه آیین چرخ کج رفتار دارد که با نیکان سر پیکار دارد چه دین دارد مگر چرخ بداندیش که خوبان جهان را خوار دارد چرا دایم سپهر سفلهپرور سبک رفتار ناهنجار دارد چرا صد درد و غم بر قلب خاصان مدام این گنبد دوار دارد چرا بر هر دلی صد رنج خواهد چرا با هر گلی صد خار دارد مگر دارد چه کیش این چرخ بد مست که کین با مردم هشیار دارد به یکرنگان عالم از دو رنگی رخی خندان دلی مکار دارد گهی از کین به پای چوبهی دار مسیح و میثم تمار دارد گهی آزاد مردان صفا را اسیر محبس اشرار دارد به حبس سندی بن شاهک مست مه خوبان شه اخیار دارد به زندان شاه دین موسی بن جعفر فغانها در شبان تار دارد فغانها روز و شب در زیر زنجیر زجور فرقهی اشرار دارد چرا هارون بدان شاه ملک جاه جپفا و کینهی بسیار دارد شهنشاهی که در چرخ حقیقت به از خورشید و مه رخسار دارد ملک بر عصمتش تقدیس گوید فلک بر رفعتش اقرار دارد چرا جسمش زکین محبوس خواهد دل پاکش زغم خونبار دارد درون تیره زندانهای بغداد دعا و نالههای زار دارد مناجات از دل غمدیده با دوست شبان تار تا اسحار دارد به یا رب یا رب از شب تا سحرگاه زبان گویا به ذکر یار دارد همان شاهی که از اشراق سبحان فزون از مهر و مه انوار دارد هزاران موسی عمران به تعظیم سر خدمت بران دربار دارد به زهد از عیسی مریم فراتر مقامی در دل هشیار دارد به حلم آن کاظمین الغیظ یکتا نشان احمد مختار دارد به علم آن پیشوای اهل ایمان مقام حیدر کرار دارد یکی زندانی است آن خسرو دین که از شاهی عالم عار دارد تنش زندانی است اما دل پاک به خلوت انس با دلدار دارد چه غم دارد دلی کز عالم عشق نصیبی از شهود یار دارد سری کز شور عشق آمیخت با یار کجا در دل غم اغیار دارد به گردن حلقهی زنجیر تسلیم به امر ایزد جبار دارد و گرنه شیر گردون لرزه بر تن از او چون سیل در کهسار دارد نه چرخی چون رخ ماهش «الهی» نه بحری آن در شهوار دارد «الهی قمشهای»
برگرفته از کتاب صحیفه امام کاظم نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *