از دیدگاه شعرا

شعر مدح امام کاظم – نهم معصوم دین از آل طاها، امام هفتمین موسی بن جعفر

زمشکاه امامت نور داور تجلی میکند الله اکبر فروغ روی موسی شد جهانگیر چنان کز طور سینا نور داور جمالش آفتابی عالم آرا که از نورش جهانی شد منور به هفتم روز، صبحی سعد و میمون زایام صفر، ماه مظفر صباح الخیر گفتا صبح صادق که سر زد از افق خورشید خاور ولادت یافت این مولود مسعود مبارک طالع او سعد اکبر نهم معصوم دین از آل طاها امام هفتمین موسی بن جعفر حریمش قبلهی حاجات مردم ملائک سوده بر آن آستان سر امین وحی در این ساحت قدس گشاید زیر پای زائران پر پس از صادق رییس مذهب حق خلایق را به حق مولا و رهبر زبان وحی و نور نخلهی طور خدا را مظهر و بر خلق سرور به حلم و علم و تقوی در تجلی محمد بود و صادق بود و حیدر کلامش داشت عطر وحی و می شد مشام جان مشتاقان معطر و را نام گرامی بود موسی معاصر با یکی فرعون دیگر چه موسایی همه عدل و همه خیر چه فرعونی همه ظلم و همه شر چه فرعونی ستمکار و جفاجوی چه هارونی جفاکار و ستمکار به عهد او درخشان دین اسلام که دین را گشت دنیایی مسخر در آن دریای طوفان زا که هر موج خطرها داشت به هر دین و کشور خدا را ناخدای کشتی دین در آن طوفان چراغی بود و لنگر به دانش بیکران بحری که خیزد زهر موجش هزاران موج گوهر به حکمت چشمه علم لدنی که سرشار است زآب حوض کوثر چنان بر بندگی عاشق که میگفت در آن زندان تاریک محقر که یا رب خلوت انسی کرم کن مرا یاد تو شیرین تر زشکر به یاد دوست این زندان و زنجیر زآزادی هزاران بار خوشتر دو مشتی استخوان در پیرهن داشت به محراب نماز آن پاک پیکر الا یا قبلهی حاجات مردم الا یا شافع فردای محشر فقیرم، دردمندم، مستمندم بگیرم دست و حاجاتم برآور به نام نامی موسی «ریاضی» گرامی دفتر ما یافت زیور «ریاضی یزدی»

برگرفته از کتاب صحیفه امام کاظم نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *