شهادت

شهادت امام کاظم (ع)

هارون اگر چه مردی چند چهره بود و با چهرهای فریبنده کارهای زشت خود را پنهان میکرد، و توانست با این کار تمامی مقاصدش را عملی سازد، اما در یک جهت ناکام بود و آن مبارزه با علویان بود چرا که او چند سال اول زمامداریاش را برای نابودی آنان همت گماشت، اما دانست که تا روزی که رهبر آنان زنده است کاری از پیش نمیبرد، از این رو تصمیم به قتل امام گرفت. سالی هارون به مدینه سفر کرد و رو به حرم مطهر پیامبر نمود و گفت: ای پیامبر! از اقدامی که میخواهم به عمل آورم از شما پوزش میخواهم؛ قصد دارم موسی بن جعفر را بازداشت کنم؛ زیرا میترسم در میان امت اسلامی ایجاد شکاف و اختلاف نموده و موجب خونریزی شود! از این رو دستور بازداشت امام را صادر نمود و با وقاحت بسیار آن حضرت را در حالی که در مسجد پیامبر به نماز ایستاده بود، بازداشت نمودند و برای پوشیده ماندن محل تبعید امام دستور داد دو کجاوه آماده کرده و یکی را با گروهی مسلح به سوی کوفه و دیگری را با این ترتیب به بصره گسیل داشت و امام را در کجاوهای که عازم بصره بود روانه نمود و در آن شهر تحویل فرماندار شهر یعنی عیسی بن جعفر دادند. امام یک سال در زندان بصره به سر میبرد؛ پس از یک سال هارون به عیسی بن جعفر دستور داد امام را به قتل برساند؛ او که شیفتهی امام شده بود، از انجام این عمل سرپیچی کرد؛ هارون سندی بن شاهک را که از سرسپردگان دربارش بود مامور دستگیری آن بزرگوار کرد. امام از سال ۱۷۹ تا سال ۱۸۳ در زندان بغداد به سر میبرد و در این مدت هارون از هرگونه فشار و تضییق نسبت به آن شخصیت فروگذار نکرد تا به پندار خود ایشان را وادار به تسلیم نماید؛ ولی با مقاومت امام روبهرو گردید و هنوز چشم مردم محروم از چهار گوشهی کشور اسلامی به سوی او دوخته بود. سرانجام هارون در سال ۱۸۳ مخفیانه دستور مسموم کردن امام را صادر کرد و این عمل به وسیلهی سندی بن شاهک که رئیس پلیس بغداد بود به مورد اجرا گذارده شد و بدین ترتیب پیشوای هفتم با وضع دلخراشی در زندان بغداد به شهادت رسید. بر این اساس مدت بازداشت امام ۴ سال بوده است؛ ولی برخی از مورخان مدت اقامت ایشان را ۶ و ۷ سال نوشتهاند؛ البته بررسی منابع تاریخی نشان میدهد که امام در ظرف این چند سال، مدت کوتاهی از زندان آزاد شده و پیش از آنکه بغداد را ترک گوید، مجددا بازداشت شده است. هارون پس از مسموم ساختن امام و برای محو آثار این جرم، ظرف دو سه روزی که امام در آستانهی شهادت قرار گرفته بود، هشتاد نفر از شخصیتها را جمع کرد تا وضع زندان را ملاحظه کرده و از عدم شکنجهی ایشان آگاه شوند؛ سپس در آخر کار پیغام داد: خدا سندی بن شاهک را لعنت کند او این کار را بدون اجازهی من انجام داده است! [۱۸] .
برگرفته از کتاب صحیفه امام کاظم نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *