امامت و رهبری، حاکمان زمان

شهادت حسین

حسین پرچم نهضت را برافراشت، و جهاد مقدس را اعلام کرد، و طالبیون به او پیوستند، و جز اندکی از وی تخلف نکردند. آنگاه
با جمعی از ویژگان به خدمت امام موسی علیه السلام رسید تا با او دربارهی نهضتش مشورت کند، وقتی که حسین وارد شد و در
تو، به طور مسلم کشته میشوی، » : مجلس استقرار یافت، مقصود خود را به امام علیه السلام عرضه کرد، امام رو به او کرد و گفت
پس شمشیرها را تیز کن، زیرا این مردم فاسق اظهار ایمان میکنند، اما در دل دورویی و شرک خود را، پنهان میدارند، و ما همه از
امام علیه السلام میدید که این «. آن خداییم و بسوی او باز میگردیم، و در پیشگاه خدا از این گروه، بازخواست خواهد شد
حرکت، ناگزیر از هم میپاشد، و علویان به دست دشمنان حیلهگر، قربانی خواهند شد، اما حسین نیز چارهای جز قیام ندارد، به دلیل
آن شکنجه ها و فشارهایی که بر او وارد شده است! حسین از نزد امام، برخاست و مردم اطراف او را گرفتند و با ایشان نماز گذارد و
منم فرزند رسول خدا » : پس از آن که از نماز فارغ شد، برای سخنرانی در بین مردم بپا خاست و پس از حمد و ثنای الهی گفت
(ص) که در حرم رسول خدا، شما را به سنت رسول خدا (ص) دعوت میکنیم [ ۸۰۸ ] . ای مردم! آیا شما آثار رسول خدا (ص) را
۸۰۹ ] . همین که خطابهی شیوای او به پایان رسید، گروه هایی رو ] « در سنگ و چوب میجویید، و پارهی تن او را ضایع میکنید
[ آوردند، و بر اساس کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) و دعوت بر رضا از آل محمد (ص) بیعت کردند [ ۸۱۰ ] . [ صفحه ۵۲۵
من با شما بر اساس کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) بیعت میکنم و بر این که » : بعضی گفتهاند: که وی به بیعت کنندگان گفت
فرمان خدا را ببرید، و نافرمانی نکنید، و شما را به رضا از آل محمد، دعوت کرده و بر این که من در بین شما، مطابق کتاب خدا و
سنت رسول خدا (ص) و عدالت در بین مردم، و تقسیم برابر، رفتار کنم. و شما با من قیام کنید و با دشمنان ما پیکار نمایید و ما اگر
۸۱۱ ] . این خطابه دلیل بر ] « به عهد خود با شما وفا کردیم، شما نیز به ما وفادار باشید و اگر وفا نکردیم، بیعتی در گردن شما نداریم
آن است که نهضت اصلاحی وی در صدد اجرای عدالت اجتماعی، و بالا بردن سطح زندگی، و پیاده کردن احکام قرآن، و اقامهی
عدل اسلامی میباشد. پس از این که: مردم با وی بیعت کردند، به قصد مکه بیرون شد، در حالی که خاندان و اصحابش که بالغ بر
سیصد مردمی شدند به همراه او بودند. در مدینه کسی را به نام دینار خزاعی والی مدینه قرار داد، و با عجله حرکت خود ادامه
رسید، و در آن جا اردو زد، همان جا بود که سپاهیان عباسی، به رهبری عباس بن محمد، و موسی بن « فخ » میداد، تا این که به
به هنگام نماز صبح دو سپاه در آویختند، سپاهیان جور و ضلالت بر این مشتی افراد مؤمن که « ترویه » عیسی، در رسیدند، و در روز
جز، نجات جامعه از دست اوباش حاکم – که باعث فساد در روی زمین بودند – هدف دیگری نداشتند، حملهور شدند. پس از
درگیری شدید بین نیروی حق، و نیروی باطل، حسین به وسیلهی تیر نابه هنگام حماد ترکی – پلید تبهکار – که او را هدف گرفته
بود، از پا در آمد، و بیشتر اصحاب او نیز به شهادت رسیدند، و سرهای آنان را بریدند [ ۸۱۲ ] تا به نزد خلیفه عباسی ببرند. و سپاهیان
عباسی که شرف و انسانیت را درک نمیکردند، شروع به دفن اصحاب فاجر و تبهکار خود نمودند، و بدن حسین و اصحاب
صفحه ۲۲۱ از ۲۷۲
آزادهی او را همچون قربانیان بیسر، بدون غسل و کفن واگذاشته، سرها را نزد موسی بن عیسی بردند و در مجلس او [ صفحه
۵۲۶ ] جماعتی از علویان و در رأس آنها امام موسی علیه السلام بودند، وقتی که چشم امام به آنها افتاد منظرهی غمانگیز و اندوهبار
آنها دلم امام را به درد آورد، و شروع به وصف و تمجید از حسین، و ابراز تأثر و اندوه نمود و کلماتی را دربارهی او ایراد کرد و
انا لله و انا الیه راجعون، به خدا سوگند مسلمانی صالح که بسیار روزهدار و نمازگزار بوده و امر به معروف و نهی از منکر » : فرمود
۸۱۳ ] . براستی کشته شدن حسین از رویدادهای مهم آن عصر و ] «… میکرده از دست رفت. در میان خاندانش کسی چون او نبود
مصیبت بزرگی برای اسلام بود، با قتل او حرمت پیامبر (ص) را – که سزاوارترین حرمتها بود، تا رعایت شود – از بین بردند،
شاعران شیعه شروع به گریه و ندبه و مرثیهخوانی کرده و شدیدترین گریه ها و دلخراشترین ندبه را بر قتل او نمودند. از جمله
کسانی که بر او مرثیه گفته، عیسی بن عبدالله است که میگوید: و لابکین علی الحسین بعولۀ و علی الحسن [ ۸۱۴ ] . و علی بن
عاتکۀ الذی اثووه لیس له کفن [ ۸۱۵ ] . ترکوا بفخ غدوه فی غیر منزلۀ الوطن کانوا کراما قتلوا لا طائشین و لا جبن غسلوا لمذلۀ عنهم
غسل الثیاب من الدرن هدی العباد بجدهم فلهم علی الناس المنن [ ۸۱۶ ] . و شاعر دیگری آنها را در قصیدهای مرثیه گفته است، که
از آن جمله میگوید: [ صفحه ۵۲۷ ] یا عین أبکی بدمع منک منهتن [ ۸۱۷ ] . فقد رأیت الذی لاقی بنوحسن صرعی بفخ تجر الریح
فوقهم اذیالها و غوادی الدلج المزن حتی عفت أعظم لو کان شاهدها محمد ذب عنها ثم لم تهن [ ۸۱۸ ] . ماذا یقولون و الماضون
قبلهم علی العداوه و البغضاء و الأحن ماذا یقولون: ان قال النبی لهم ماذا صنعتم بنا فی سالف الزمن لا الناس من مضر حاموا و لا
غضبوا و لا ربیعۀ و الاحیاء من یمن یا ویحهم کیف لم یرعوا لهم حرما و قد رعی الفیل حق البیت ذی الرکن [ ۸۱۹ ] . براستی شهادت
حسین شهید (فخ) از رویدادها مهم اسلام بود که باعث اندوه دردناکی در دل مسلمانان شد که همواره با ناراحتی و سوز فراوان از
آن یاد میکنند.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *