شهادت

شهادت مظلومانه امام کاظم

با اینکه امام کاظم علیه السلام در زندان در سخت ترین وضع به سر می برد، هارون نتوانست وجود امام را تحمل کند، سرانجام مقداری خرما طلبید، و با سوزن و نخ زهرآلود، آن مقدار خرما را زهرآگین نمود، سپس آن خرماها را به خادم خود داد و به او گفت: «این خرماها را به زندان نزد موسی بن جعفر علیه السلام ببر و بگو امیرمومنان (هارون) از این خرما خورده و مقداری را برای شما فرستاده و شما را به حقش سوگند می دهد که از این خرما بخورید، که از دستچین خود من است و آن را برای شما برگزیده ام!» خادم به زندان رفت و پیام هارون را به امام رسانید، امام علیه السلام مقداری از آن خرما خورد و طولی نکشید که به شهادت رسید [۸۵] . هارون برای حفظ ظاهر، جمعی از بزرگان طالبیین، عباسیین و قضاه و سایر افراد را که تعدادشان ۷۰ نفر بود طلبید، و جنازه ی امام کاظم علیه السلام را به آنها نشان داد و به آنها گفت: ببینید که او به مرگ طبیعی از دنیا رفته است… [۸۶] . [ صفحه ۱۱۱] روایت شده: امام کاظم علیه السلام پس از مسموم شدن، سه روز در بستر شهادت قرار گرفت و از دنیا رفت، سندی بن شاهک برای ظاهر سازی، چند نفر قاضی و افراد عادل نما را کنار بستر امام حاضر کرد و به آنها گفت: «ببینید که موسی بن جعفر علیه السلام هیچ گونه آسیب و ناراحتی بدنی ندارد.» ولی آن حضرت به آنها فرمود: «گواهی دهید که مدت سه روز است، مسموم شده ام و بزودی بر اثر آن از دنیا می روم.» و در آخر روز سوم به شهادت رسید [۸۷] . و در مورد دیگر فرمود: «من به وسیله ی نه عدد خرما مسموم شده ام، فردا چهره ام سبز گردد، و پس فردا از دنیا می روم.» [۸۸] . روایت کننده می گوید: جنازه ی امام کاظم علیه السلام را در میان تابوت نهاده و (از میان زندان) بیرون آوردند، شخصی در کنار جنازه، فریاد می زد: هذا امام الرافضه فاعرفوه: «این امام رافضیان (شیعیان) است، او را بشناسید.» سپس جنازه را به بازار آوردند، در آنجا بر زمین نهادند، سپس در آنجا اعلام کردند که: «این جنازه ی موسی بن جعفر علیه السلام است که به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، بیایید و جنازه او را نگاه کنید.» مردم از هر سو آمدند و بر جنازه نگاه می کردند، اثر زخم و خفگی در بدن او ندیدند، و در پای او اثر حنا دیده می شد، سپس [ صفحه ۱۱۲] دست اندرکاران حکومت، به علما و فقها دستور دادند تا گواهی خود را در مورد اینکه موسی بن جعفر علیه السلام به مرگ طبیعی از دنیا رفته، بنویسند و امضا کنند، همه ی آنها نوشتند و امضا کردند، جز احمد بن حنبل [رئیس مذهب حنبلی] که هر چه او را سرزنش کردند و زجر دادند، چیزی ننوشت [۸۹] .
نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی بر گرفته از کتاب نگاهی بر زندگی امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *