امامت و رهبری، حاکمان زمان

شورای ابواء

هاشمیان در محل ابواء [ ۵۶۸ ] ، انجمنی کردند و در آن جا مسائل نهضت و شخص لایق به خلافت از بین خود را مورد بررسی قرار
دادند، در آن محفل، ابراهیم امام، سفاح، منصور، صالح بن علی، عبدالله بن حسن، دو پسرش، محمد ابراهیم و محمد بن عبدالله بن
شما مردمی هستید که » : عمرو، و دیگران حضور داشتند، در آن میان، صالح بن علی از جا بلند شد و مطالبی به شرح زیر بیان کرد
چشم تمام مردم، به شما دوخته است و شما را خداوند [ صفحه ۳۷۲ ] در این جا گرد آورده است. همه با هم، با یک تن بیعت کنید
ابوجعفر منصور، رو به .«… و خود به اطراف دنیا گسیل شوید و از خداوند بخواهید، شاید شما را پیروز گرداند و یاری نماید
چرا خودتان را گول میزنید، به خدا سوگند شما به خوبی میدانید که مردم به هیچ کسی مایلتر و پذیراتر از » : جمعیت کرد و گفت
آنگاه همه در حالی که سخن او را مورد تأیید قرار .«… این جوان – با دست اشاره به محمد بن عبدالله بن حسن میکرد – نیستند
از جا بلند شدند و با محمد بن عبدالله بیعت کردند و ابراهیم امام، منصور، « راست گفتی، ما هم این را میدانیم » : دادند، میگفتند
سفاح، و دیگر حاضران محفل نیز با وی بیعت کردند [ ۵۶۹ ] . اما عباسیان به این بیعت وفا نکردند و بر پیمان خود خیانت ورزیدند.
و پیمان شکنی کردند، و شروع کردند در پنهان، برای خود کار کردن و به مبلغان نیز این مطلب را رساندند و به آنها سفارش
کردند که این راز را – به خاطر ترس از حملهی علویان بر ایشان و نپذیرفتن مردم آنها را به دلیل نداشتن پایگاه مردمی، و نداشتن
تاریخ درخشان – پوشیده نگه دارند. از این رو به مبلغان تأکید کردند که ضمن مخفی داشتن این راز، به رضا از آل محمد (ص)
مردم را دعوت کنند! به هر حال عباسیان دعوت به علویان را، وسیلهای برای کسب اطمینان امت به سود خود و جلب دوستی و توجه
اهل بیت علیهم السلام قرار دادند.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *