اخلاق و فضائل, سیره عملی و رفتاری

صبر و بردباری امام کاظم علیه السلام

دین اسلام تلاش زیادی برای جایگزین نمودن خوی پسندیدهی حلم، در نفوس مسلمانان بکار برده و آن را عادتی برای مسلمین
قرار داده و از پیامبر (ص) و ائمه هدی علیهم السلام، اخبار فراوانی در آراسته شدن به این صفت رسیده است، پیامبر (ص) فرموده
هرگز خداوند به خاطر » : و نیز فرموده است «! بار خدایا! مرا به وسیلهی دانش بینیاز فرما و به زینت حلم و بردباری بیارای » : است
خیر آن نیست که » : امام امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید «. نادانی، کسی را عزت نبخشیده و به دلیل داشتن حلم خوار نساخته است
حلم را به » : امام صادق علیه السلام فرموده است «. مال و فرزندت، زیاد شود. بلکه، خیر آن است که علم و حلمت، افزون گردد
۲۶۲ ] . این صفت برجسته، از بارزترین صفات امام موسی علیه السلام بوده و آن بزرگوار در حلم و فرو ] « عنوان یار و یاور بس است
خوردن خشم خود، ضربالمثل بوده است. هر کسی که به او بدی میکرد، عفو مینمود و از کسی که بر او ستم روا داشته بود،
میگذشت، و به این مقدار بسنده نمیفرمود، بلکه به آنها نیکی و احسان مینمود تا آن روح شرارت و خودخواهی، از نفوس آنان
رخت بربند. مورخان داستانهای زیادی را دربارهی بردباری آن بزرگوار نقل کردهاند. آوردهاند که شخصی از نوادگان عمر بن
خطاب، نسبت به امام بدی میکرد و هر نوع دشنامی را به جدش امیرالمؤمنین میداد. یکی از پیروان امام علیه السلام تصمیم به قتل
ناگهانی او [ صفحه ۱۸۱ ] گرفته بود، امام او را از آن عمل نهی کرد و مصلحت دید تا او را از طریق دیگری اصلاح کند، این بود
که، آدرس او را پرسید، گفتند: در ناحیهای از نواحی مدینه، مشغول کشاورزی است امام علیه السلام سوار استر خود شد و به
صورت ناشناسی نزد او رفت، و او را در مزرعهاش یافت، به سمت او روانه شد، آن شخص – نوادهی عمر – فریاد زد: زراعت ما را
لگدمال نکن! امام علیه السلام اعتنایی نکرد، چون راه دیگری برای رفتن نزد وی، جز همان راه نیافت. چون به نزد وی رسید، در
کنارش نشست و شروع به نوازش و محبت نمود و با خوشایندترین عبارات، با او سخن میگفت، با مهربانی و عطوفت پرسید:
چقدر در کشاورزیت زیان کردهای؟ صد دینار چه مقدار امید داری محصول برداری؟ من علم غیب که ندارم!! من به تو گفتم: »
چقدر امید عایدی داری؟ امیدوارم دویست دینار عایدی من بشود. امام علیه السلام سیصد دینار به او مرحمت کرد، و فرمود: این
نوادهی عمر، یکباره منقلب شد و از این که قبلا در حق آن بزرگوار کوتاهی کرده «. مبلغ مال تو و زراعت تو نیز به حال خود باشد
بود، پیش خود شرمنده شد. امام علیه السلام او را ترک گفت و رهسپار مسجد پیامبر (ص) شد، دید که همان شخص پیش از وی به
خداوند بهتر میداند » : مسجد آمده است وقتی که دید امام میآید به احترام وی از جا برخاست در حالی که با صدای بلند میگفت
پس طرفداران وی در حالی که به دگرگونی وی اعتراض داشتند «. تا در هر خانوادهای که صلاح میداند رسالت خود را قرار دهد
به طرف او حمله بردند، اما او با ایشان در ستیز شده و فضایل و ایثار امام را بر ایشان بازگو میکرد و برای آن بزرگوار دعا مینمود.
کدام یک بهتر بود؟ آن کاری را که شما میخواستید بکنید و یا آن » : این بود که امام علیه السلام رو به یارانش کرده و فرمود
۲۶۳ ] . [ صفحه ۱۸۲ ] موضع امام علیه السلام نسبت به جمیع دشمنان ] «؟ طوری که من میخواستم تا این اندازه کار او را اصلاح کنم
بدانچه که آن بهتر است …» : و مخالفانش، موضع لطف و احسان بود. همواره این آیهی مبارکه را جلوی چشمانش قرار داده بود
۲۶۴ ] . و بدین وسیله به یاران ] « دفع کن (بدی را) پس آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویا او، دوستی مهربان است
خود درسی ارزشمند – برای چگونه نصیحت کردن و رهنمود دادن – داد و برای ایشان روشن ساخت که ناگزیر باید دعوت و
هدایت بر اساس حق و درستی کامل بوده و بر سعهی صدر و بردباری متکی باشد و اگر مشتمل بر این اوصاف نباشد، ممکن نیست
در صحنه های اصلاح دیگران، توفیقی حاصل شود. از جمله نشانه های حلم آن بزرگواران این است که روزی بر جمعی از حاسدان
و دشمنانش گذشت که در آن میان ابنهیاج – از دشمنان سرسخت امام – حضور داشت، به یکی از پیروانش دستور داد تا لجام
استر امام را بگیرد و مدعی شود که مال او است، آن مرد جلو رفت و به لجام استر امام آویخت و مدعی شد که استر از آن اوست،
امام علیه السلام از هدف او آگاه شد، از استر بزیر آمد و به او مرحمت کرد. [ ۲۶۵ ] براستی که بالاترین نمونهی والای انسانی – حلم
صفحه ۸۸ از ۲۷۲
امام علیه السلام از هدف او آگاه شد، از استر بزیر آمد و به او مرحمت کرد. [ ۲۶۵ ] براستی که بالاترین نمونهی والای انسانی – حلم
و بردباری فوقالعاده – را امام با این عمل انجام داد. امام علیه السلام همواره فرزندان خود را توصیه میکرد تا به این صفت والا
آراسته شوند و به ایشان امر مینمود تا نسبت به کسانی که بر آنان بدی کردهاند، گذشت کنند، آنها را جمع کرده و به این مطلب
پسران من! شما را به چیزی سفارش میکنم که هر کس رعایت کند بهرهمند شود: هرگاه کسی نزد شما آمد و به » : سفارش فرمود
گوش راست شما سخنی را گفت که بر شما ناگوار بود، سپس به طرف چپ شما رفت و از شما عذرخواهی کرد و گفت: من
۲۶۶ ] . با این سفارش ما به اندازهی حلم و وسعت خلق و خوی آن بزرگوار پی میبریم، در [ ] «… چیزی نگفتهام، عذرش را بپذیرید
صفحه ۱۸۳ ] حالی که این سفارش بسیاری از فواید اجتماعی را در پی دارد، زیرا پذیرش عذر بدکار و مقابلهی به مثل نکردن با
وی، از مهمترین وسایل جذب او برای انس، محبت و همسویی و از میان برداشتن دشمنی از بین مردم است.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *