احادیث و سخنان

صحیفه امام کاظم – دعا برای دفع دشمنان ۴

اشاره
عن علی بن یقطین انه قال: انمی الخبر الی ابیالحسن موسی بن جعفر علیهماالسلام و عنده جماعه من اهل بیته، بما عزم علیه موسی بن المهدی فی امره، فقال لاهل بیته: ما ترون؟ قالوا: نری ان تتباعد منه و ان تغیب شخصک عنه، فانه لا یومن شره، فتبسم ابوالحسن علیهالسلام ثم قال: زعمت سخینه ان ستغلب ربها فلیغلبن مغالب الغلاب ثم رفع یده الی السماء و قال: الهی کم من عدو شحذ لی ظبه مدیته، و ارهف لی شبا حده، و داف لی قواتل سمومه، و لم تنم عنی عین حراسته، فلما رایت ضعفی عن احتمال الفوادح، و عجزی عن ملمات الجوائح، صرفت ذلک عنی بحولک و قوتک، لا بحول منی و لا قوه، فالقیته فی الحفیر الذی احتفره لی، خائبا مما امله فی الدنیا، متباعدا مما رجاه فی الاخره، فلک الحمد علی ذلک قدر استحقاقک سیدی. اللهم فخذه بعزتک، و افلل حده عنی بقدرتک، و اجعل له شغلا فیما یلیه و عجزا عما یناویه [۹۳] ، اللهم و اعذنی علیه عدوی حاضره تکون من غیظی شفاء و من حنقی علیه وفاء. و صل اللهم دعائی بالاجابه، و انظم شکایتی بالتغییر، و عرفه عما قلیل ما اوعدت الظالمین، و عرفنی ما وعدت فی اجابه المضطرین، انک ذو الفضل العظیم و المن الکریم. قال: ثم تفرق القوم، فما اجتمعوا الا لقراءه الکتاب بموت موسی بن المهدی.
دعای آن حضرت برای دفع دشمنان
علی بن یقطین گوید: خبر به امام کاظم – که بر او درود باد- رسید که موسی بن مهدی قصد بدی نیست به او دارد، در این هنگام گروهی از خاندان امام نزد ایشان حضور داشتند، امام از آنان چارهی کار را پرسید، گفتند: به عقیدهی ما از او دور شو و خود را از او پنهان نما، که از شر او در امان نتوان بود، امام تبسمی کرد و این شعر را خواند: سخینه میپندارد که بر خدایش غالب و پیروز میگردد، محققا به وسیلهی پیروزمندان شکست میخورد. آنگاه دستش را به سوی آسمان بلند کرد و این دعا را خواند: خدایا! چه بسا دشمنی که شمشیر دشمنی به روی من کشید، و برای من لبهی خنجرش را تیز کرد، و دم برندهاش را برایم آماده نمود، و زهرهای کشندهاش را برایم آمیخت، و چشمان نگاهبانش برای نگاهبانیام به خواب نرفت، آنگاه که ناتوانیام را از تحمل مشکلات و عجزم را از شداید بسیار دیدی، به نیرو و توانت آن را از من دور ساختی، نه به نیرو و توانم، پس او را در حفرهای که برایم کنده بود انداختی، در حالی که به آرزوهایش در دنیا نرسیده و از امیدهایش در آخرت دور بود، ای آقایم پس به اندازهی استحقاقت سپس تو را سزاست بر آنچه عمل نمودی. خدایا! به عزتت او را بگیر، و به قدرتت تیزیاش را بشکن، و او را به خود مشغول بساز، و از آنچه قصد دارد ناتوانش نما، خدایا! مرا از او پناه ده، حمایتی که از غضبم ایمن بوده، و از شدت انتقامم برحذر باشد. و خدایا! دعایم را به اجابت برسان، و شکایتم را به تغییر در حال او قرین نما، و به زودی تهدیدهایت در حق ستمگران را به او بنمایان، و وعدههایت در اجابت مضطران را به من نشان ده، تو دارای فضل بزرگ و منت بزرگوارانهای. گوید: آنگاه قوم متفرق شدند، و اجتماع بعدی آنان برای خواندن نامهای بود در مورد کشته شدن موسی بن مهدی.
برگرفته از کتاب صحیفه امام کاظم نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *